ورود و ثبت نام

یادگیری واژگان زبان انگلیسی – قسمت دوم (ضمایر و حروف اضافه)

پرکاربردترین واژگان زبان انگلیسی – ضمایر و حروف اضافه

در قسمت اول با رایج ترین افعال انگلیسی آشنا شدیم. اگر قسمت اول را هنوز نخوانده اید می توانید اینجا مطالعه کنید. در مقاله پیش رو قصد داریم شما را با ضمایر و حروف اضافه زبان انگلیسی آشنا کنیم. تسلط به این کلمات میتواند نقش بسزایی در پیشرفت و موفقیت شما در امر یادگیری زبان انگلیسی داشته باشد. پس همراه ما باشید.

ضمایر در زبان انگلیسی

ضمایری که در لیست صدتایی آکسفورد حضور دارند از این قرار است: (لیست صدتایی آکسفورد چیست؟ اینجا بیشتر بخوانید.)

I       it         his       our        he            you       they      we         her        she        my

their     what     who      which   me        him       your      them    other    its    any    us

معنی I , you

معنی I

I ضمیر فاعلی است و به معنی “من” می باشد. I اول شخص مفرد است.

مثال:

.I go to school every day

من هر روز به مدرسه میروم.

معنی you

you ضمیر فاعلی است  و به معنی “تو، شما” می باشد. you دوم شخص جمع یا مفرد است.

مثال:

.You can speak English

تو/شما   میتوانی/ میتوانید  انگلیسی صحبت کنی/کنید.

سوال: از کجا بفهمیم you معنی “تو” میدهد یا “شما”؟

پاسخ: با توجه به جملات قبل و بعد و اینکه مخاطب یک نفر است یا بیشتر.

معنی he/she

he و she هر دو ضمیر فاعلی هستند. معادل آنها در فارسی “او” هست. he برای مفرد مذکر و she برای مفرد مونث استفاده میشود. he/she سوم شخص مفرد است.

مثال:

.Maryam is 16 years old. She is an intelligent student

مریم 16 سالش است. او دانش آموز زرنگی است.

.Ali is a teacher. He has been teaching for five years

علی معلم است. او پنج سال است که تدریس میکند.

معنی we , they

معنی we

we هم ضمیر فاعلی و به معنی “ما” است. we اول شخص جمع می باشد.

مثال:

.We are happy

ما شاد هستیم.

معنی they

they ضمیر فاعلی است. معنای آن “آنها” می باشد. they سوم شخص جمع است.

مثال:

.They will go to Shiraz next week

آنها هفته آینده به شیراز خواهند رفت.

معنی it

it یکی دیگر از ضمایر فاعلی است، سوم شخص مفرد بوده، اما فقط برای اشیا و حیوانات به کار میرود. ( نکته: اگر جنسیت حیوان معلوم باشد مخیر هستید از he یا she هم استفاده کنید.)

مثال:

.That car is very fast. it is expensive

آن خودرو بسیار سریع است. گران است.

.The dog had been shot. It was found near the river

سگ هدف گلوله قرار گرفته بود. در نزدیکی رودخانه پیدا شد.

معنی my , your

معنی my

my صفت ملکی است.  برای نسبت دادن مالکیت چیزی به اول شخص مفرد (من) استفاده میشود.

مثال:

.This is my book

این کتاب من است.

معنی your

your هم صفت ملکی است. برای نسبت دادن مالکیت چیزی به دوم شخص مفرد یا جمع ( تو یا شما) استفاده میشود.

مثال:

.This is your book

این کتاب توست. ( این کتاب شماست)

نکته: از جملات قبل و بعد و تعداد مخاطبین متوجه خواهیم شد your مفرد می باشد یا جمع.

معنی his/her

his/her صفات ملکی هستند که برای نسبت دادن مالکیت به سوم شخص مفرد استفاده میشوند. his برای مذکر و her برای مونث.

مثال:

.This is Ali. That is his book

این علی است. آن کتاب اوست.

.This is Maryam. That is her book

این مریم است. آن کتاب اوست.

معنی its

its صفت ملکی برای حیوانات و اشیا است. هر چند اگر جنسیت حیوان معلوم باشد میتوانید از his یا her نیز استفاده کنید.

مثال:

.The cat is black. Its tail is long

گربه مشکی است. دمش دراز است.

 .The building has five apartments. Its yard has ten trees

ساختمان پنج آپارتمان دارد. حیاطش ده درخت دارد.

معنی our , their

معنی our

our صقت ملکی است و برای نسبت دادن مالکیت به اول شخص جمع استفاده میشود.

مثال:

.Look at this. It is our car

به این نگاه کنید. خودروی ماست.

معنی their

their هم صفت ملکی است و برای نسبت دادن مالکیت به سوم شخص جمع استفاده میشود.

مثال:

.They are their books

کتابهای آنهاست.

نکته: همه صفات ملکی قبل از اسم به کار میروند.

معنی me , you

معنی me

me ضمیر مفعولی می باشد و برای اول شخص مفرد به کار میرود. me به معنای “من را، برای من، به من” است.

مثال:

.He invited me to his birthday party

او من را به جشن تولدش دعوت کرد.

.Please send me the book

لطفا کتاب را برای من بفرست.

.Please give me the knife

لطفا چاقو را به من بده.

معنی you

یکی دیگر از ضمایر مفعولی you است. you برای دوم شخص مفرد یا جمع به کار میرود. you اگر ضمیر مفعولی باشد به معنی “تو را، شما را، برای تو، برای شما، به تو، به شما” است.

مثال:

.I invite you to my birthday party

من تو را/شما را به جشن تولدم دعوت میکنم.

.I sent you the book

کتاب را برای تو/برای شما فرستادم.

.I gave you the knife

چاقو را به تو/ به شما دادم.

سوال: از کجا تشخیص بدهیم you مفرد است یا جمع؟

جواب: با توجه به جملات قبل و بعد و تعداد مخاطبینی که جمله، خطاب به آنهاست.

معنی him/her

him و her هر دو ضمیر مفعولی هستند. برای سوم شخص مفرد به کار میروند. him برای سوم شخص مذکر و her برای سوم شخص مونث استفاده میشود. him و her به معنی ” او را، به او، برای او” می باشد.

مثال:

 .I invited her/him to my birthday party

من او را به جشن تولدم دعوت کردم.

.I sent her/him the book

کتاب را برای او فرستادم.

.I gave her/him the book

کتاب را به او دادم.

معنی us , them

معنی us

us ضمیر مفعولی است. برای اول شخص جمع به کار میرود. us به معنی ” ما را، به ما، برای ما” است.

مثال:

.He invited us to his birthday party

او ما را به جشن تولدش دعوت کرد.

.He sent us the book

او کتاب را برای ما فرستاد.

.He gave us the book

او کتاب را به ما داد.

معنی them

them هم ضمیر مفعولی است. برای سوم شخص جمع به کار میرود. them یعنی “آنها را، به آنها، برای آنها”.

مثال:

.I invited them to my birthday party

 

آنها را به جشن تولدم دعوت کردم.

.I sent them the book

کتاب را برای آنها فرستادم.

.I gave them the knife

چاقو را به آنها دادم.

معنی what , who

معنی what

گاهی اوقات what می تواند به عنوان ضمیر به کار رود. در این حالت what به معنی “چیزهایی که، چیزی که” می باشد.

مثال:

   .What you need is important to us

چیزهایی که احتیاج داری برای ما اهمیت دارد.

معنی who

گاهی اوقات who میتواند به عنوان ضمیر به کار رود. در این حالت who به معنی ” کسی که، کسانی که” می باشد.

مثال:

.Who has done this is very intelligent

کسی که اینکار را کرده بسیار باهوش است.

معنی which , other

معنی which

which هم مانند what و who می تواند گاها نقش ضمیر را ایفا کند. در این صورت، به معنی “کدامیک” است.

مثال:

?Which do you prefer? ice cream or sandwich

کدامیک را ترجیح میدهی؟ بستنی یا ساندویچ؟

معنی other

other بعضی مواقع میتواند نقش ضمیر را ایفا کند. در این حالت، میتواند جمع بسته شود یعنی others. در حالت مفرد other یعنی “دیگری، یکی دیگر” و در حالت جمع others یعنی “دیگران، بقیه”

مثال:

.I want to send two letters. I will send one of them today, and send the other tomorrow

می خواهم دو نامه ارسال کنم. یکی از آنها را امروز می فرستم و دیگری را فردا ارسال میکنم.

.Ali was the only student who could get A in the exam, others got B or less

علی تنها دانش آموزی بود که توانست نمره A در امتحان بگیرد، بقیه (دیگران) نمره B یا کمتر گرفتند.

معنی any

any از آن دسته کلمات پرکاربرد زبان انگلیسی است که بعضی اوقات میتواند در نقش ضمیر ظاهر شود. در این مواقع، any به معنی ” چیزی، هیچی” است.

مثال:

?Do you have some money to lend me

.Sorry I don’t have any

مقداری پول داری به من قرض بدی؟

متاسفانه هیچی ندارم.

نکته مهم: لیست ضمایر بالا شامل همه ضمایر انگلیسی نمی باشد و صرفا ضمایر ذکر شده در لیست صدتایی آکسفورد است. برای آگاهی از لیست کامل ضمایر انگلیسی اینجا را مطالعه کنید.

حروف اضافه در زبان انگلیسی

حروف اضافه ی رایجی که در لیست صدتایی آکسفورد آمده است به شرح زیر می باشد:

to , of , in , for , on , with, at, by, but, from, up, about, like, into, than, over, after

در ادامه تک تک حروف اضافه ذکر شده را بررسی می کنیم.

معنی to , of

معنی to

1.to به معنی “به”

مثال:

.She wants to immigrate to Canada

او میخواهد به کانادا مهاجرت کند.

.Please give the keys to me

لطفا کلیدها را بده به من.

.He stands with his back to the door

او پشت به در ایستاده است.

.It is five to three

ساعت پنج دقیقه به سه است.

.I prefer football to basketball

فوتبال را به بسکتبال ترجیح میدهم.

1.to به معنی “تا”

مثال:

.It is only two weeks to our marriage anniversary

فقط دو هفته تا سالگرد ازدواجمان باقی مانده است.

2.to به معنی “برای”

مثال:

!One hundred million Toman is nothing to Ali

یکصد میلیون تومان برای علی چیزی نیست! ( هیچی نیست!)

3. to برای بیان “تعداد اجزا تشکیل دهنده”

مثال:

.There are ten episodes to the series

سریال ده قسمت دارد.

4. to برای بیان “تعلق یا مالکیت چیزی به چیزی دیگر”.

مثال:

.Please give me the keys to the apartment

لطفا کلیدهای آپارتمان را بده به من.

معنی of

1.of برای “نسبت دادن مالکیت به اشیا و حیوانات”.

مثال:

The door of the house

در خانه

The color of the car

رنگ خودرو

2.به کار بردن of بعد از کلماتی که مقدار یا تعداد چیزی را نشان میدهند.

مثال:

two kilos of rice

دو کیلو برنج

both of us

هر دوی ما

3.استفاده از of “قبل از اعداد، سن و تاریخ ها”

مثال:

a girl of seven

دختری هفت ساله

a decrease of 50%

کاهشی 50 درصدی

the 2nd of April 2020

روز دوم آپریل 2020

4. به کار بردن of “برای بیان محتویات درون چیزی”

مثال:

Two glasses of water

دو لیوان آب

5. of برای بیان “جنس مواد سازنده چیزی”

مثال:

.dresses of lace and silk

لباس های توری و ابریشمی

6.همراهی of با گروه مشخصی از فعل ها و صفت ها

مثال:

.He is afraid of swimming

او از شنا میترسد.

.Do not make fun of people

مردم را مسخره نکن.

7. استفاده از of برای “بیان علت یا دلیل چیزی”

مثال:

.He died of blood cancer

او از سرطان خون مرد.

معنی in , for

معنی in

1.in به معنی “در، داخل”

مثال:

.There is orange juice in the fridge

آب پرتغال در یخچال است.

.A big amusement park in the city has been destroyed by fire

شهر بازی بزرگی در شهر در اثر آتش سوزی تخریب شده است.

2. in مرتبط با رشته های علمی و تحصیلی

مثال:

A bachelor’s degree in biology

لیسانس زیست شناسی

 Advances in space sciences

پیشرفت ها در علوم فضایی

3. in به معنای “به تن داشتن، پوشیدن”

.You are very handsome when you are in the black suit

خیلی خوشتیپ هستی هنگامی که کت و شلوار مشکی ات را به تن داری. ( کت و شلوار مشکی ات را میپوشی)

4.in به معنای “به” یا “با” برای توصیف طرز نوشتن یا صحبت کردن.

.Please complete the form in blue ink

لطفا فرم را با جوهر آبی پر کنید.

.I am speaking to her in English

به زبان انگلیسی با او صحبت میکنم.

5. in به معنای “به شکلِ، به صورتِ”

مثال:

.We sat down in a circle

به شکل دایره نشستیم.

6. in به معنای “با” برای بیان احساسات

مثال:

.We watched in horror as the man was shot dead

ما با وحشت نظاره گر بودیم مرد با شلیک گلوله کشته شد.

معنی for

1.for به معنی “برای”

.I bought an expensive gift for his birthday

کادوی گرانی برای تولدش خریدم.

2.for به معنی “به خاطرِ، به دلیلِ”

.I wan penalized for cheating in the exam

من به دلیل تقلب کردن در امتحان جریمه شدم.

.Mashhad is famous for its tourist attractions

مشهد به خاطر جاذبه های توریستی اش مشهور است.

3.for برای بیان مسافت یا مدت زمان

.I’ve been living with my brother for five years

پنج سال است که با برادرم زندگی میکنم.

.You have to drive for 200 kilometers to reach your destination

تو باید دویست کیلومتر رانندگی کنی تا به مقصدت برسی.

4.for به معنی ” به مناسبت”

.They are going to have a big party for the their son’s birthday

آنها به مناسبت تولد پسرشان مهمانی بزرگی پیش رو دارند.

5.for به معنی “به نفع”

مثال:

?Whom did you vote for

به نفع کی رای دادی؟ ( به کی رای دادی؟)

.I argue for economic reforms

من به نفع اصلاحات اقتصادی مباحثه میکنم.

6. for به معنی ” نسبت به”

مثال:

.He is quite tall for his age

او نسبت به سنش خیلی قدبلند است.

7. for به معنی “بستگی داشتن”

مثال:

.Whether to go or not, it is for you to decide

اینکه بروی یا نه، به خودت بستگی دارد که تصمیم بگیری.

معنی on , with

معنی on

1.on به معنی “روی، بر روی”

مثال:

.There are three books on the table

سه کتاب بر روی میز است.

2.on به معنی “در”

مثال:

.Look at the picture on page 22

در صفحه 22 به عکس نگاه کن.

.The restaurant is on Ahmad Abad St

رستوران در خیابان احمدآباد است.

3.on به معنی “درباره”

مثال:

.I am reading a book on pregnancy

دارم یک کتاب درباره بارداری میخوانم.

4. استفاده از on برای بیان چیزی که پول یا زمان، صرف آن شده است.

مثال:

.He spends a lot of money on computer games

او پول زیادی را صرف بازی های رایانه ای میکند.

.Do not waste your time on social networks

وقتت را پای شبکه های اجتماعی هدر نده.

5.استفاده از on قبل از روزهای هفته و تاریخ

مثال:

.We will go to the park on Sunday

یکشنبه به پارک خواهیم رفت.

.I was born on 21 April

من در روز 21 آپریل متولد شدم.

6.استفاده از on برای بیان چیزی که به عنوان غذا، دارو یا سوخت استفاده میشود.

مثال:

.The laptop runs on a powerful battery

لپ تاپ با یک باتری قدرتمند کار میکند.

.The doctor did not allow me to drink wine because I am on antibiotics

پزشک به من اجازه نداد شراب بنوشم چون در حال مصرف آنتی بیوتیک هستم.

معنی with

1.with به معنی “با”.

مثال:

.I have been living with my wife since 1987

از سال 1987 با همسرم زندگی میکنم.

.A house with three bedrooms

خانه ای با سه اتاق خواب.

.She hit me with a tennis racket

با راکت تنیس به من ضربه زد.

.They learn English with great enthusiasm

آنها انگلیسی را با اشتیاق زیادی فرا میگیرند.

 

2.with به معنی “از”.

مثال:

.A bucket filled with rice

سطلی پر از برنج

.The ground was covered with mud

زمین از گل و لای پوشیده شده بود.

.She was trembling with fear

از ترس به خود میلرزید.

.I am very angry with you

خیلی از دست تو عصبانی هستم.

.The doctors are pleased with his progress

پزشکان از پیشرفت وی (در سلامتی) راضی هستند.

معنی at , by

معنی at

1.at به معنی “در”

مثال:

.We met at the library

در کتابخانه یکدیگر را ملاقات کردیم.

.The football match starts at three

مسابقه فوتبال (در) ساعت سه شروع میشود.

.He is good at making friends

در دوست یابی ماهر است.

2. at به معنی “به طرفِ، به سمتِ”

مثال:

.She threw the spoon at her husband

او قاشق را به سمت شوهرش پرت کرد.

3. at به معنی “از”

مثال:

.Ali was surprised at the news

علی از اخبار شگفت زده شد.

4.at به معنی “با”

مثال:

.She denied driving at 150 kilometers per hour

او رانندگی با سرعت 150 کیلومتر بر ساعت را انکار کرد.

معنی by

1.by به معنی “توسطِ ، در اثرِ”

مثال:

.Numerous trees in the forest have been destroyed by fire

درختان متعددی در جنگل در اثر آتش سوزی از بین رفته اند.

.He was examined by physicians

او توسط پرشکان معاینه شد.

2. by به معنی “از”

مثال:

A film by Asghar Farhadi

فیلمی از اصغر فرهادی

3. by به معنی “با”

مثال:

.He paid by cheque

او با چک پرداخت کرد.

.We went there by train/bus/car

ما با ماشین/اتوبوس/قطار به آنجا رفتیم.

.He grabbed me by his strong hands

با دستان قدرتمندش من را گرفت.

4.by به معنی “در نزدیکیِ”

مثال:

.I’ll see you by the bus station

در نزدیکی ایستگاه اتوبوس تو را خواهیم دید.

5. by به معنی “تا”

مثال:

.You should send your documents by 14 April 2021

تا تاریخ 21 آپریل 2021 باید مدارکت را بفرستی.

6.by به معنی “بر اساسِ، بر طبقِ”

مثال:

.By law you must hold a driver’s license in order to drive a car

بر اساس قانون شما باید برای راندن خودرو، گواهینامه رانندگی داشته باشید.

7.استفاده از by برای نشان دادن “مقدار یا اندازه گیری”

مثال:

.University tuition fees have been increased by 20%

شهریه دانشگاه 20 درصد افزایش یافته است.

معنی but , from

معنی but

but وقتی در نقش حرف اضافه باشد به معنی “به جز، به استثنا” است.

مثال:

.Everyone but Mohammad knows that tonight we will go to the park

همه به جز محمد می دانند که امشب به پارک خواهیم رفت.

معنی from

1.from به معنی “از”

مثال:

.The theater is open from 8:00 to 13:00 everyday

تئاتر هر روز از ساعت 8 تا 13 باز است.

2.from به معنی “اهلِ، متولدِ”

مثال:

.He is from Mashhad

او اهل مشهد است.

3. from به معنی “ناشی از”

مثال:

.Deaths from stroke is constantly on the rise

مرگ های ناشی ار سکته مغزی به طور مداوم در حال افزایش است.

معنی up , about

معنی about

1.about به معنی “درباره”

مثال:

.A film about World War Two

فیلمی درباره جنگ جهانی دوم

.They were talking about politics

آنها درباره سیاست صحبت میکردند.

معنی up

هنگامی که Up به عنوان حرف اضافه استفاده شود به معنی “بالایِ، بالا” است.

مثال:

.I am up the ladder cleaning the window

من بالای نردبان هستم در حال تمیز کردن پنجره.

.As I was climbing up the narrow mountain road, I could see the beautiful valley below

همانطور که از جاده باریک کوهستانی بالا می رفتم، میتوانستم در زیر دره زیبا را ببینم.

معنی like , into

معنی like

گاهی like به عنوان حرف اضافه preposition ایفای نقش میکند. در این صورت به معنای “شبیه، مشابه، مثل ” است.

مثال:

.He wishes he were handsome like me

او آرزو میکند کاش مثل من خوشتیپ بود.

معنی into

1.into به معنی “به، داخل”

مثال:

.Get into your bed right now

همین الان برو به تختخوابت.

.He went into a shop to buy some food

داخل فروشگاهی رفت تا مقداری غذا بخرد.

2.استفاده از into در مواقعی که شخصی یا چیزی از حالتی به حالتی دیگر تبدیل میشود.

مثال:

.We plan to turn our kitchen into an office

ما برنامه داریم تا آشپزخانه مان را به دفتر کار تبدیل کنیم.

.His last published book has been translated into several languages

آخرین کتاب منتشر شده ی او به زبان های مختلفی ترجمه شده است.

3.into به معنی “درباره”

مثال:

an investigation into the cause of young girl’s death

تحقیقی درباره علت مرگ دختر جوان

4. into به معنی “تقسیم بر”.

مثال:

?What’s 5 into 20

پنج تقسیم بر بیست چند میشود؟

معنی than , after , over

معنی than

than به معنی “از” است. هنگامی که در نقش حرف اضافه باشد بعد از آن “اسم”، “عدد” یا “ضمیر مفعولی” می آید.

مثال:

.I am older than my friend

من مسن تر از دوستم هستم.

.A crowd of more than 50,000 people watched the football match

جمعیتی بیش از 50,000 نفر مسابقه فوتبال را تماشا کردند.

.He can run faster than me

او میتواند سریعتر از من بدود.

معنی after

1.after به معنی “بعد از”

مثال:

.We went shopping after dinner

بعد از شام به خرید رفتیم.

2.استفاده از after برای “اعلام ساعت”

مثال:

.It’s fifteen after four

ساعت چهار و پانزده دقیقه (چهار و ربع) است.

3.استفاده از after بعد از فعل run به معنی “تعقیب کردن”

مثال:

.I ran after them, but they escaped

من آنها را تعقیب کردم اما فرار کردند.

4.استفاده از after هنگامی که میخواهیم بیان کنیم اسم شخص یا چیزی برگرفته از شخص یا چیزی دیگر است.

.The baby was named Ali, after his famous grandfather

بچه به نام پدربزرگ معروفش، علی نامگذاری شد.

معنی over

1.over به معنی ” بالای، روی”

مثال:

.A bridge has been built over the river

پلی بر روی رودخانه ساخته شده است.

2.over به معنی ” بیش از”

مثال:

.His grandfather passed away over a hundred years ago

پدر بزرگش بیش از یکصد سال پیش فوت کرد.

رضا توکلی

نظرات



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *