ورود و ثبت نام

یادگیری لغات زبان انگلیسی – قسمت اول (افعال)

پرکاربردترین لغات زبان انگلیسی

مطالعات مختلفی در سراسر جهان برای مشخص کردن پرکاربردترین واژگان زبان انگلیسی انجام شده است. شاید کامل ترین تحلیلی که تابحال انجام شده است مربوط به مطالعه ای باشد که با استفاده از مجموعه نوشته های انگلیسی آکسفورد (Oxford English Corpus) صورت گرفته است. مجموعه نوشته های انگلیسی آکسفورد شامل 2 میلیارد کلمه می باشد. این مجموعه نوشته ها طیف وسیعی از متون انگلیسی از جمله: آثار ادبی، رمان ها، مجلات دانشگاهی، مجلات، روزنامه ها، بلاگ ها، ایمیل ها ، چت ها ، ……. شامل میشود. مطالعات نشان میدهد 25 کلمه اول مجموعه نوشته های انگلیسی آکسفورد، یک سوم کل متون چاپ شده به انگلیسی را شامل میشود. 100 کلمه اول، نصف کلیه متون انگلیسی چاپ شده را شامل میشود.

در دوره آموزش لغات زبان انگلیسی، با همین 100 لغت شروع می کنیم. و به مرور زمان با لغات پرکاربرد دیگر هم آشنا میشیم.

افعال پرکاربرد انگلیسی

افعال متداول انگلیسی بر اساس لیست صدتایی آکسفورد عبارتند از:

be ، have ، do، will، would، get، go، make، can، like، know، take،could، see، look، come، think، use، work، want، give

معنی be

فعل be به معنای بودن می باشد و اشکال مختلف آن عبارتست از: am، is، are، was، were. been، being

معنی am

am یعنی “هستم” و صرفا برای ضمیر اول شخص مفرد (I) به کار می رود.

مثال:

.I am very rich

من خیلی ثروتمند هستم.

معنی is

is یعنی “هست یا است” و صرفا برای ضمایر سوم شخص مفرد ( مذکر یا مونث یا اشیا) یا اسم مفرد ( مثلا Ali, car)  به کار میرود. ضمایر سوم شخص مفرد عبارتند از: he, she, it

مثال:

.He is a physician

او پزشک است.

.She is beautiful

او زیبا است.

.The car is expensive. it is blue

ماشین گران است. آبی است.

.Ali is clever

علی باهوش است.

توضیح: Ali در اینجا اسم مفرد است بنابراین از is استفاده کردیم.

معنی are

are بسته به اینکه فاعل آن چه کلمه ای باشد معانی مختلفی دارد:  “هستند، هستیم، هستید” . صرفا برای ضمایر جمع یا اسامی جمع (مثلا books, cars, pens ) به کار میرود. ( ضمایر جمع شامل: they آنها ,  ما we , you آنها )

مثال:

.We are happy to see you

ما از دیدنت خوشحال هستیم.

.You are handsome

شما خوشتیپ هستید.

.They are very rich

آنها خیلی ثروتمند هستند.

.The books are too expensive to buy

کتاب ها برای خریدن خیلی گران هستند.

توضیح: books در اینجا اسم جمع است بنابراین از are استفاده کردیم.

معنی was

was یعنی “بود” و صرفا برای ضمایر سوم شخص مفرد و یا اسم مفرد به کار میرود. همانطور که از معنی آن مشخص است برای گذشته ساده به کار میرود.

مثال:

.It was cold yesterday

دیروز هوا سرد بود.

 .She was tired

او خسته بود.

.He was angry

او عصبانی بود.

.Hasan was a lazy student

حسن دانش آموز تنبلی بود.

معنی were

were بسته به اینکه فاعل آن چه کلمه ای باشد معانی مختلفی دارد: “بودند، بودیم، بودید”. صرفا برای ضمایر جمع یا اسامی جمع به کار میرود. همانطور که از معنی آن مشخص است برای گذشته ساده به کار میرود.

مثال:

.We were lucky enough to meet the famous actor

آنقدر خوش شانس بودیم که بازیگر مشهور را ملاقات کنیم.

.They were afraid of swimming

آنها از شنا کردن هراسان بودند.

 .You were strong when you were young

وقتی جوان بودید قوی بودید.

.The flowers were very much beautiful

گل ها بسیار زیبا بودند.

معنی been

اگر been با فعل کمکی have یا has به کار رود، معادل ماضی نقلی در فارسی می باشد و بسته به اینکه فاعلش چه کلمه ای باشد معانی مختلفی دارد: ” بوده ام، بوده ای،بوده است، بوده ایم، بوده اید، بوده اند”.

نکته: has برای سوم شخص مفرد و have برای سایر فاعل ها به کار می رود.

 

مثال:

 .I have been a teacher since 2010

من از سال 2010 معلم بوده ام.

.You have been a teacher since 2010

تو از سال 2010 معلم بوده ای.

.He/she has been a teacher since 2010

او از سال 2010 معلم بوده است.

.We have been teacher since 2010

ما از سال 2010 معلم بوده ایم.

.You have been teacher since 2010

شما از سال 2010 معلم بوده اید.

.They have been teacher since 2010

آنها از سال 2010 معلم بوده اند.

.Reza has been a teacher since 2010

رضا از سال 2010 معلم بوده است.

اگر been با فعل کمکی had به کار رود، معادل ماضی بعید در فارسی است. had برای کلیه ضمایر و اسامی به کار میرود.

.I had been a teacher before I was employed in the company

من قبل از اینکه در شرکت استخدام شوم، معلم بودم.

.You had been a teacher before you were employed in the company

توقبل از اینکه در شرکت استخدام شوی، معلم بودی.

.He/she had been a teacher before she/he was employed in the company

او قبل از اینکه در شرکت استخدام شود، معلم بود.

.We had been a teacher before we were employed in the company

ما قبل از اینکه در شرکت استخدام شویم، معلم بودیم.

.You had been a teacher before you were employed in the company

شما قبل از اینکه در شرکت استخدام شوید، معلم بودید.

.They had been a teacher before they were employed in the company

آنها قبل از اینکه در شرکت استخدام شوند، معلم بودند.

.Hamid had been a teacher before he was employed in the company

حمید قبل از اینکه در شرکت استخدام شود، معلم بود.

معنی being

being حالت استمراری فعل بودن می باشد. و برای همه ضمایر و اسامی به کار میرود.

مثال:

.He is afraid of being poor

او از فقیر بودن هراس دارد.

  .Being young, I could work 10 hours a day

اینجا بیشتر در مورد فعل be بخوانید.

معنی have

یکی دیگر از مهم ترین افعال انگلیسی have می باشد که دارای معانی گوناگون و کاربردهای مختلف می باشد. اگر have به عنوان فعل اصلی به کار رود به معنای “داشتن” می باشد.

مثال:

.I have a car

ماشینی دارم.

از has به جای have برای سوم شخص مفرد استفاده می کنیم.

.He has a car

او ماشینی دارد.

اگر have به عنوان فعل کمکی به کار رود دیگر معنای “داشتن” نمی دهد بلکه برای ساخت ماضی نقلی present perfect و ماضی بعید past perfect استفاده میشود.

مثال:

.I have done my homework

تکلیفم را انجام داده ام. (ماضی نقلی)

I had done my homework before I left the house

قبل از اینکه خانه را ترک کنم تکالیفم را انجام داده بودم. (ماضی بعید)

اینجا بیشتر در مورد فعل have بخوانید

اینجا بیشتر در مورد ماضی نقلی و ماضی بعید بخوانید

معنی do

do به عنوان فعل اصلی main verb و همچنین فعل کمکی auxiliary verb به کار میرود. وقتی do  فعل اصلی است به معنای “انجام دادن، ساختن یا فراهم کردن” می باشد.

مثال:

?Have you done your homework

آیا تکالیفت را انجام داده ای؟

?What are you going to do this weekend

آخر این هفته چکار خواهی کرد؟

 .Our printer can do color photocopies

پرینتر ما می تواند فتوکپی های رنگی بگیرد.

.That fast food shop does great pizzas

آن فست فودی پیتزاهای فوق العاده ای درست میکند.

موارد استفاده از do به عنوان فعل کمکی:

1. سوالی کردن جملات. do ِدر اینجا به معنای “آیا” می باشد.

مثال:

?Do you play football or basketball

آیا فوتبال بازی میکنی یا بسکتبال؟

?Do they have a car or bicycle

آیا آنها ماشین دارند یا دوچرخه؟

2.منفی کردن حملات. do در اینجا معادل “ن” در فارسی می باشد که به ابتدای فعل اضافه می شود و آن را منفی میکند.

مثال:

.He doesn’t play football

او فوتبال بازی نمی کند.

توضیح: doesn’t معادل حرف “ن” در ابتدای “نمی کند” می باشد.

.They don’t have a car

آنها خودرو ندارند.

توضیح: don’t معادل حرف “ن” در ابتدای “ندارند” می باشد.

3. به منظور جلوگیری از تکرار فعلی که اخیرا بیان شده است.

مثال:

.A: I love that song very much

B: So do I

الف: من آن آهنگ را خیلی دوست دارم.

ب: منم همینطور.

.My brother plays more than I do

برادرم بیشتر از من فوتبال بازی میکند.

4. به منظور تاکید بر فعل اصلی جمله. do در اینجا یعنی ” واقعا، حتما، جدا، حقیقتا، …”.

مثال:

.He does love you, he is just a bit shy

او واقعا تو را دوست دارد، او فقط کمی خجالتی است.

 

در انگلیسی غیر رسمی بریتانیایی گاهی کلمه do به عنوان اسم به کار میرود و به معنی “مهمانی” می باشد.

مثال:

?Are you going to the Christmas do

آیا به مهمانی کریسمس می روی؟

اینجا بیشتر در مورد فعل do بخوانید

معنی will

یکی دیگر از مهم ترین افعال در زبان انگلیسی will می باشد. will فعل کمکی است و معمولا به همراه فعل اصلی به کار میرود و کاربرد های مختلفی دارد.

اگر فعل will برای اشاره به زمان آینده استفاده شود، بسته به اینکه فاعل آن چه کلمه ای باشد، معادل یکی از کلمات ” خواهم، خواهی، خواهد، خواهیم، خواهید، خواهند” است. در این حالت، فعل will باید همراه فعل اصلی بیاید تا زمان آینده ساخته شود.

مثال:

 He will go to the cinema

به سینما خواهد رفت.

.They will come to our wedding ceremony

آنها به مراسم ازدواج ما خواهند آمد.

اگر فعل will به ابتدای جمله منتقل شود و جمله سوالی بسازد، علاوه بر معانی بالا، معنی “آیا” را نیز میدهد.

مثال:

?Will he go to the cinema

آیا به سینما خواهد رفت؟

?Will they come to our wedding ceremony

آیا آنها به مراسم ازدواج ما خواهند آمد؟

اینجا بیشتر در مورد فعل will بخوانید.

معنی would

would هم از جمله افعال کمکی پرکاربرد انگلیسی می باشد که همراه فعل اصلی می آید و کاربردهای مختلفی دارد از جمله: 1. درخواست مودبانه 2. تعارف یا ارایه پیشنهاد 3. برای اشاره به عادات گذشته 4. بیان کردن یا سوال کردن در مورد احتمال چیزی 5. آینده در گذشته 6. ساخت جملات شرطی 7. نفل قول غیر مستقیم. برای اطلاع از جزییات و مثال برای هر یک از این موارد، اینجا را بخوانید

معنی get

get از جمله فعل های بسیار رایج در زبان انگلیسی می باشد. get دارای معانی مختلفی است که آنها را باهم بررسی می کنیم.

1.get به معنای “گرفتن یا خریدن چیزی”

مثال:

?You have very nice flowers. Where did you get them

گلهای بسیار زیبایی داری؟ آنها را کجا گرفتی (از کجا خریدی)؟

.They don’t have enough money to get tickets

آنها پول کافی برای گرفتن (خریدن) بلیط ندارند.

2. get به معنای “بازگرداندن یا آوردن چیزی یا شخصی”

مثال:

.Wait here while I get the bicycle

اینجا منتظر بمانید تا دوچرخه را بیاورم.

3. get به معنای “گرفتن یا دریافت کردن چیزی”

مثال:

?What did you get for your birthday

برای تولدت چه گرفتی؟

4.get به معنای “فهمیدن چیزی”

مثال:

?Did you get what I said

فهمیدی چه گفتم؟

معنی go

go یکی دیگر از افعال مهم انگلیسی است که یادگیری آن برای هر زبان آموزی ضروری است. go نیز دارای معانی مختلفی است که یک به یک آنها را بررسی میکنیم.

1.go به معنای “رفتن یا مسافرت کردن به جایی”

مثال:

.I want to go home as soon as possible

میخواهم هر چه زودتر به خانه بروم.

.He wants to go to Canada this summer

او میخواهد این تابستان به کانادا برود (مسافرت کند).

2. go به معنای “ناپدید شدن یا از بین رفتن”

مثال:

.His hope went when his father had passed away

امیدش از بین رفت وقتی پدرش فوت کرده بود.

3.go به معنای “ماندن در یک وضعیت بخصوص”

مثال:

.Since there is a lot of food, no one will go hungry

از آنجایی که غذای زیادی وجود دارد، هیچ کس گرسنه نخواهد ماند.

4.go به معنای “درست کار کردن”

مثال:

?Did you manage to get the printer going

آیا موفق به راه اندازی چاپگر شدی؟

5.go به معنای “از کار افتادن”

مثال:

.His heart rate is going, doctors are concerned about his condition

ضربان قلبش در حال زوال است، پزشکان نگران وضعیتش هستند.

6.go به معنای “هماهنگ بودن یا ست بودن”

مثال:

.Any color goes with suit

هر رنگی با کت و شلوار هماهنگ است. ( ست است).

7.go به معنای “گذر زمان”

مثال:

.Summer went quickly

تابستان به سرعت سپری شد. (گذشت)

8. go به معنای ” رفتار کردن”

مثال:

.My baby goes like this when he wants milk

بچه من اینطور رفتار میکند وقتی شیر میخواهد.

go به عنوان اسم

گاهی اوقات go فعل نیست بلکه نقش اسم را در جمله ایفا میکند. به موارد زیر توجه کنید:

1.go به معنای “تلاش برای انجام کاری”

مثال:

.I had a go at driving the car

برای راندن ماشین تلاش کردم.

2.go به معنای “نوبت کسی برای انجام کاری”

مثال:

.Hasan, kick the ball, it’s your go

حسن توپ را شوت بزن، نوبت توست.

معنی make

make هم از افعالی مهمی می باشد که یادگیری زبان انگلیسی بدون آن مقدور نیست. make دارای معانی مختلفی به شرح زیر است:

1.make به معنی ” تولید کردن یا خلق کردن چیزی”

مثال:

They have made a film about his life

آنها فیلمی در مورد زندگی اش درست کرده اند.

2.make به معنی “شرکت کردن در یک رویداد”

مثال:

.I’am sorry I can’t make the meeting this morning

متاسفم امروز صبح نمی توانم در جلسه شرکت کنم.

3. make به معنی “پول در آوردن”

مثال:

.He makes 1000$ a month

او ماهی 1000 دلار در می آورد.

4. make به معنی “مجموع دو یا چند عدد”

مثال:

.That makes 40$ altogether

مجموعا چهل دلار می شود.

5.make به معنی “داشتن خصوصیات لازم برای تصدی شغل یا نقش خاصی”

مثال:

.Reza would make a good father

رضا پدر خوبی خواهد بود.

6. make به معنی ” منصوب کردن شخصی به یک شغل یا منصب”

مثال:

.The nation made him the president of the country

ملت او را رییس جمهور کشور کردند.

7.گاها کلمه make به عنوان اسم نیز به کار میرود. در این حالت به معنی “نام شرکت یا برند سازنده محصول” خواهد بود.

مثال:

?I like your pen. what make is it

از خودکارت خوشم آمد. مارکش چیه؟

معنی can

از افعال کمکی بسیار مهم در زبان انگلیسی است که معمولا به همراه فعل اصلی می آید. اولین و مهم ترین معنای can “توانستن” است.

مثال:

.I can swim

می توانم شنا کنم.

برای آگاهی از سایر معانی can و کاربردهای آن به همراه مثالهای متعدد اینجا را بخوانید.

معنی like

like جزو افعالیست که بخصوص در مکالمات روزمره کاربرد زیادی دارد.

1.like به معنی “دوست داشتن یا لذت بردن”

مثال:

.I like playing football

از فوتبال بازی کردن لذت میبرم. ( فوتبال بازی کردن را دوست دارم.)

گاهی like به عنوان حرف ربط conjunction عمل میکند. در این صورت به معنای “همانطور، گویی، که انگار” می باشد.

مثال:

.Cook exactly like the book tells you

دقیقا همانطور که کتاب بهت توضیح میدهد آشپزی کن.

.He acted like he was offended by what I said

جوری رفتار کرد که انگار از آنچه گفتم رنجیده.

معنی know

1.know به معنی “دانستن”

مثال:

.I know a lot about English

من در مورد زبان انگلیسی زیاد میدانم.

2. know به معنی “آشنا بودن، شناختن”

مثال:

.I’ve known Ali since elementary school

من علی را زمان دبستان میشناسم.

مثال:

.He grew up in Mashhad so he knows it very well

او در مشهد بزرگ شده بنابراین آن را خیلی خوب میشناسد. ( بسیار با آن آشناست.)

معنی take

1.take به معنی “بردن، همراه داشتن”

مثال:

.I always take my laptop with me

همیشه لپ تاپم را همراه خود دارم. ( همراه خود می برم.)

 .I take my family to the park on weekends

آخر هفته ها خانواده ام را به پارک می برم.

2. take به معنی ” پذیرفتن، بر عهده گرفتن”

مثال:

.He is going to take the job immediately

او قرار است فورا شغل را بر عهده بگیرد.

3.take به معنی “زمان بردن، طلبیدن”

مثال:

.It takes almost four years to get a bachelor’s degree

لیسانس گرفتن تقریبا چهار سال زمان می برد.

  .It takes courage to confront a lion

روبرو شدن با یک شیر شجاعت میطلبد.

4. take به معنی “مصرف کردن دارو”

مثال:

.You should take two tablets every day

هر روز باید دو قرص بخوری. (مصرف کنی)

5. take به معنی “اندازه گیری کردن”

مثال:

?Have you taken his temperature

آیا دمای بدنش را اندازه گیری کرده ای؟

6. take به معنی “ظرفیت داشتن”

مثال:

.The lift only takes two people

آسانسور فقط دونفر ظرفیت دارد.

7. take به معنی “استفاده کردن از وسایل نقلیه”

مثال:

.I take the bus to school every day

من هر روز از اتوبوس برای رفتن به مدرسه استفاده میکنم.

.Take the train to Tehran

با قطار به تهران بروید.

8.take به معنی “برداشت کردن”

مثال:

.Whatever he says his wife takes it the wrong way

او هرچه میگوید همسرش اشتباه برداشت میکند.

9. take به معنی “تصرف کردن”

مثال:I

.The enemy will take the capital city if we don’t resist

اگر مقاومت نکنیم، دشمن پایتخت را تصرف خواهد کرد.

معنی could

could یکی دیگر از افعال کمکی در زبان انگلیسی است. could همراه فعل اصلی به کار میرود و معانی مختلفی را میرساند. اصلی ترین کاربرد could این است که به عنوان گذشته can استفاده میشود.

مثال:

.I can run 10 kilometers per hour

من میتوانم 10 کیلومتر در ساعت بدوم. ( زمان حال)

.I could run 10 kilometers per hour

من میتوانستم 10 کیلومتر بر ساعت بدوم. (زمان گذشته)

برای آگاهی از سایر معانی و کاربردهای could اینجا را بخوانید.

معنی see

see یکی از پرکاربردترین افعال اصلی در انگلیسی است. با یادگیری این فعل میتوانید جملات زیادی را بسازید و یا معنای خیلی از جملات را درک کنید.

1.see به معنی “دیدن”

مثال:

.Please turn on the light so I can see you

لطفا چراغ را روشن کن تا بتوانم ببینمت.

2. see به معنی “فهمیدن”

مثال:

.I see what you mean

میفهمم منظورت چیست.

3.see به معنی “دیدار کردن، ملاقات کردن”

مثال:

.I will see Hasan tonight

امشب حسن را ملاقات خواهم کرد.

4. see به معنی ” به دست آوردن اطلاعات”

مثال:

.Let’s see when the train arrives

بگذار ببینیم قطار ساعت چند میرسد.

5. see به معنی “تصور کردن”

مثال:

.I can’t see her as a mother

من نمی توانم او را به عنوان مادر تصور کنم.

معنی look

قعل look با فعل see دارای قرابت معنایی می باشد. اما قطعا هم معنای یکدیگر نیستند. به توضیحات و مثالهای زیر توجه کنید.

1.look به معنی “نگاه کردن”

.Look at those beautiful flowers

به آن گلهای زیبا نگاه کنید.

2. look به معنی “گشتن”

.I’ve looked everywhere but I couldn’t find my keys

من همه جا را گشته ام اما نتوانستم کلیدهایم را پیدا کنم.

معنی come

کسی نمی تواند ادعا کند به مکالمه زبان انگلیسی مسلط است ولی معنای come را نمی داند. پس همین حالا به فعل come مسلط شوید.

1.come به معنی “آمدن”

مثال:

.I invite you to come to my wedding ceremony

ازت دعوت میکنم به مراسم عروسی ام بیایی.

2.come به معنی “موجود بودن”

مثال:

.The new car comes in three different colors

خودروی جدید در سه رنگ متفاوت موجود است.

معنی think

اظهار نظر و ابراز وجود در زبان انگلیسی به یادگیری فعل think گره خورده است. دانستن همین نکته کافیست تا به اهمیت یادگیری آن پی ببرید.

1.think به معنی “نظر داشتن، عقیده داشتن”

مثال:

?What do you think of the show

نظرت در مورد نمایش چیست؟

2.think به معنی “فکر کردن”

مثال:

.You should think carefully about what you want to study at university

تو باید در مورد آنچه در دانشگاه میخواهی بخوانی به دقت فکر کنی.

معنی use

ما در زندگی روزمره به طور مداوم از اشیا و وسایل مختلف استفاده میکنیم. فعل use کمک میکند تا استفاده خود از اشیا را در قالب جملات بیان کنیم.

1.use به معنی “استفاده کردن”

مثال:

?Can I use your car

میشود از ماشینت استفاده کنم؟

معنی work

work یکی دیگر از افعال رایچ و پراستفاده انگلیسی است که قطعا در مکالمات روزمره به کارتان می آید.

1.work به معنی “کار کردن (در قبال حقوق یا دستمزد)”

مثال:

.He has been working as an English teacher for four years

او چهار سال است به عنوان معلم انگلیسی کار میکند.

2.work به معنی “کار کردن (در مورد ماشین ها و دستگاه ها)”

مثال:

?Does this elevator work

این آسانسور کار میکند؟

3.work به معنی “موثر و موفق بودن”

.Her plan to immigrate to another country didn’t work

برنامه او برای مهاجرت به کشوری دیگر موفق نبود.

معنی want

آدمیزاد سراسر وجودش خواستن است. فعل want کمکتان میکند تا خواسته های خود و دیگران را به انگلیسی بیان کنید.

1.want به معنی “خواستن”

مثال:

.I want a new car

من خودروی جدیدی میخواهم.

2.want به معنی “نیاز داشتن”

مثال:

.The food wants more sugar

غذا قند بیشتری نیاز دارد.

معنی give

یادگیری فعل give هم جز ضروریات آموزش زبان انگلیسی می باشد.

1.give به معنی “دادن”

مثال:

.Give me the pen please

لطفا خودکار را بده به من.

رضا توکلی

نظرات



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *