ورود و ثبت نام

فعل در انگلیسی رو یه لقمه چپش کن!!

فهرست مطالب

فعل در انگلیسی

فعل در انگلیسی به سه شاخه اصلی تقسیم بندی می شود:
فعل اصلی: فعل حرکتی، فعل واقعه، فعل حالت، فعل باقاعده، فعل بی قاعده، فعل لازم، فعل متعدی، فعل کنایی، فعل دو مفعولی، فعل متناهی، فعل نامتناهی، فعل ساده، فعل عبارتی، فعل تهی، فعل ربطی
2. فعل کمکی: do,   have, be
3. فعل وجهی:  must, shall, should, will, would, can, could, may, might, ought to

فعل اصلی در انگلیسی Main verb

افعالی هستند که برای نشان دادن اعمال و حالات و رویدادها استفاده می کنیم.فعل در انگلیسی غالبا از نوع فعل اصلی می باشد. فعل اصلی را فعل لغوی نیز می نامیم.
انواع فعل اصلی عبارتند از: فعل حرکتی یا کنشی، فعل واقعه یا رویداد، فعل حالت

فعل حرکتی یا کنشی در انگلیسی (action verb)

افعال حرکتی یا کنشی در انگلیسی انجام کاری را نشان می دهند. می توانیم از شکل ساده یا استمراری این نوع افعال استفاده کنیم.
مثال برای فعل حرکتی در انگلیسی:
Eatخوردن ، watch تماشا کردن ، drink نوشیدن، break شکستن

در جمله:

.I eat sandwich every day
من هر روز ساندویچ می خورم.  (حال ساده)
.I ate my sandwich yesterday
دیروز ساندویچم را خوردم.      (گذشته ساده)
.I am eating my sandwich
دارم ساندویچم را می خورم.   (حال استمراری)

فعل واقعه یا رویداد در انگلیسی (Event verb)

گاهی اوقات فعل در انگلیسی به یک رویداد یا اتفاق اشاره دارد. این نوع افعال به دو شکل ساده و استمراری قابل استفاده هستند.
مثال برای فعل واقعه در انگلیسی:

.One hundred  people died in the earthquake
صد نفر در زمین لرزه مردند. (گذشته ساده)
.It is raining again
دوباره باران می آید. (حال استمراری)

فعل حالت در انگلیسی (State verb)

فعل حالت در انگلیسی اغلب موارد زیر را توصیف می کند:


افکار و عقاید:
agree موافقت کردن / believe باور داشتن /  doubt شک داشتن / guess حدس زدن / imagine تصور کردن  / know دانستن  / mean معنا دادن منظوری داشتن recognize / تشخیص دادن به رسمیت شناختن /  remember به یادآوردن / suspect شک داشتن، سوظن داشتن / think فکر کردن / Understand فهمیدن


احساسات و عواطف:
dislike دوست نداشتن چیزی / hate متنفر بودن / like دوست داشتن / love بسیار دوست داشتن ، عاشق بودن / prefer ترجیح دادن / want خواستن Wishخواستن


حواس و ادراکات:
appear ظاهر شدن / be بودن / feel احساس کردن / hear شنیدن / look دیدن، به نظر آمدن / see دیدن / seem به نظر آمدن  / smell بوییدن  / Taste مزه کردن


مالکیت و اندازه گیری:
belong تعلق داشتن / have داشتن / measure اندازه گیری کردن / Own دارا بودن داشتن / possess دارا بودن ، داشتن / Weigh وزن کردن وزن داشتن


 

فعل حالت معمولا به شکل ساده مورد استفاده قرار میگیرد و حالت استمراری برای آنها کاربرد ندارد.
مثال:

 

حال ساده:

.I like this book

از این کتاب خوشم میاد.

گذشته ساده:

.I liked that book

از این کتاب خوشم می آمد.

I am liking that  استمراری

افعال با قاعده یا بی قاعده در انگلیسی (regular vs. irregular verbs)

فعل در انگلیسی می تواند با قاعده یا بی قاعده باشد .

افعال با قاعده در انگلیسی (regular verbs):

افعال باقاعده افعالی هستند که شکل دوم آنها (گذشته ساده)  و شکل سوم آنها (Past participle) با اضافه کردن ed به آخر فعل ساخته می شود.
مثال برای افعال با قاعده:

Walk   راه افتادن:

walked شکل دوم / walked شکل سوم


Touch   لمس کردن:

touched  شکل دوم / touched  شکل سوم


Want  خواستن:

wanted  شکل دوم / wanted  شکل سوم

افعال بی قاعده در انگلیسی (irregular verbs):
افعال بی قاعده افعالی هستند که شکل دوم ( گذشته ساده) و شکل سوم آنها (Past participle) بی قاعده بوده و ed اضافه نمی شود بلکه شکل متفاوتی دارند.
مثال برای افعال بی قاعده:
Go  رفتن:
went شکل دوم
gone شکل سوم


Drink نوشیدن:
drank شکل دوم
drunk شکل سوم


Break شکستن:
broke شکل دوم
broken شکل سوم

افعال لازم و متعدی (transitive vs. intransitive verbs)

فعل در انگلیسی از لحاظ اینکه با مفعول بیاید یا خیر به دو دسته لازم (Intransitive) و متعدی (Transitive) دسته بندی می شود. اگر با مفعول بیاید آن را فعل متعدی یا گذرا و اگر با مفعول نیاید آن را فعل لازم یا ناگذر می نامیم.
مثال برای فعل متعدی در انگلیسی:

.I ate my sandwich
ساندویچم را خوردم.

.I read a newspaper every day
هر روز روزنامه ای می خوانم.

همانطور که در مثالها مشخص است افعال متعدی علاوه بر فاعل به مفعول هم نیاز دارند تا جمله کامل شده و معنای قابل فهمی داشته باشد.

مثال برای فعل لازم در انگلیسی:

.I ran away
فرار کردم.

.She jumped
او پرید.

همانطور که در مثال می بینید  فعل لازم تنها با فاعل و بدون نیاز به کلمه ای دیگر می تواند جمله ی کاملی تشکیل دهد.

برخی از افعال را می توان هم به صورت متعدی (با مفعول) وهم به صورت لازم (بدون مفعول) استفاده کرد.
 
مثال

متعدی:

.She can’t eat fast food
او نمی تواند فست فود بخورد

.They entered the salon
وارد سالن شدند.

He drives his car fast
او ماشینش را تند می راند.

.He left the room after the dinner
بعد از شام اتاق را ترک کرد.

.I won the lottery last night

دیشب قرعه کشی را بردم.

لازم:

?What kind of food does he want to eat
چه نوع غذایی او می تواند بخورد؟

.Do not enter
وارد نشوید.

.He doesn’t want to drive
او نمی خواهد رانندگی کند.

.Leave here right now
همین الان اینجا را ترک کنید.

?How was the football match? Did your team win
مسابقه فوتبال چطور بود؟  تیم تو برنده شد؟

در مثالهای فوق اگرچه فعل یکبار با مفعول و بار دیگر بدون مفعول مورد استفاده قرار گرفته است ولی معنای خود فعل تغییر چندانی نکرده و کم و بیش یکسان است.

افعال کنایی در انگلیسی (Ergative verbs)

این افعال مانند افعال بخش قبل می توانند با مفعول (گذرا) و یا بدون مفعول (ناگذر) در جمله بیایند ولی با این تفاوت که معنای فعل دستخوش تغییر میشود. فعل در انگلیسی هر گاه چنین خصوصیتی داشته باشد به آن “کنایی” (Ergative) می گوییم.

مثال برای افعال کنایی در انگلیسی:

.He opened the door
او در را باز کرد.

.The door opened
در باز شد.

فعل open در جایی که با مفعول مورد استفاده قرار گرفته به معنای “باز کردن” می باشد ولی در جمله ای که بدون مفعول آمده به معنای ” باز شدن” می باشد.

نکته: کلمه Door که در جمله اول در جایگاه مفعول قرار گرفته ( حالت گذرای فعل)، در جمله دوم در جایگاه فاعل قرار گرفته است. ( حالت ناگذر فعل)

افعال کنایی متداول در انگلیسی عبارتند از:


Begin آغاز کردن، آغاز شدن /  break شکستن / change عوض کردن،  عوض شدن / close بستن، بسته شدن /crack ترک خوردن، ترک دادن


Drop افتادن،  انداختن / dryخشک کردن،  خشک شدن / endتمام شدن،  پایان دادن / finish تمام شدن، پایان دادن / Grow رشد کردن، رشد دادن


Improveپیشرفت کردن،  پیشرفت دادن / increase زیاد کردن،  زیاد شدن / move حرکت کردن،  حرکت دادن / open باز کردن،  باز شدن / shake لرزیدن


لرزاندن / Startآغاز کردن،  شروع شدن / stop متوقف کردن،  متوقف شدن / tear پاره کردن،  پاره شدن / turn پیچیدن، پیچ دادن/ Bakeپختن،  پخته شدن


boil جوشاندن،  جوشیدن / Cook پختن،  پخته شدن / defrostیخ آب کردن،  یخ آب شدن / Freezeفریز کردن، فریز شدن / melt آب کردن، آب شدن


roast کباب کردن،کباب شدن / Fly پرواز کردن، پرواز دادن Bakeپختن،  پخته شدن / boil جوشاندن،  جوشیدن / Cook پختن،  پخته شدن


defrost یخ آب کردن،  یخ آب شدن / Freezeفریز کردن، فریز شدن / melt آب کردن، آب شدن / roast کباب کردن،کباب شدن / Fly پرواز کردن،پرواز دادن


مثال در جمله:

.I broke my leg پایم را شکستم.
.My leg broke پایم شکست.

.The driver stopped the car راننده ماشین را متوقف کرد.
.The car stopped  ماشین متوقف شد.

.I am boiling the water دارم آب را می جوشانم.
.The water is boiling آب در حال جوشیدن است.

.She knows how to fly a helicopter او می داند چگونه هلیکوپتر را به پرواز درآورد.
.The helicopter flies very fast هلیکوپتر خیلی سریع پرواز می کند.

افعال دومفعولی در انگلیسی

گاهی اوقات فعل در انگلیسی دو مفعول می گیرد ، یکی مستقیم و دیگری غیر مستقیم.

مفعول مستقیم در انگلیسی:

مفعول مستقیم به سوالاتی همچون “چه چیزی را” یا ” / چه کسی را” پاسخ میدهد.

مثال برای مفعول مستقیم در انگلیسی:

.I sent a letter

نامه ای فرستام.

سوال:  “چه چیزی را” فرستادم؟   جواب: “نامه را”   پس Letter مفعول مستقیم است.

مفعول غیر مستقیم در انگلیسی:

مفعول غیر مستقیم به سوالاتی همچون “به چه کسی”   “به چه چیزی”  یا برای چیزی/ چه کسی” پاسخ میدهد

مثال برای مفعول غیر مستقیم در انگلیسی:

.I sent a letter to my friend

نامه ای را به دوستم فرستادم.

سوال: نامه را “به چه کسی” یا “برای چه کسی”  فرستادم؟   جواب: برای دوستم پس My friend مفعول غیر مستقیم است.

سوال: “چه چیزی را” فرستادم؟   جواب: “نامه را”   در این جمله هم Letter مفعول مستقیم است

می توانیم مفعول غیر مستقیم را بلافاصله بعد از فعل اصلی بیاوریم و سپس مفعول مستقیم. در این حالت حرف اضافه to حذف می شود:

.I sent my friend a letter

نکته مهم: اگر ضمیر را جایگزین مفعول مستقیم کنیم ، مفعول غیر مستقیم باید بعد از مفعول مستقیم بیاید.

برای دوستم فرستادمش.  .I sent it to my friend

.I sent my friend it

اما اگر ضمیر را جایگزین مفعول غیر مستقیم کنیم هر دو حالت صحیح است یعنی مفعول غیر مستقیم می تواند قبل یا بعد از مفعول مستقیم استفاده شود.

نامه ای برای او فرستادم. .I sent a letter to him
.I sent him a letter

تعدادی دیگر از افعال متداول انگلیسی که می توانند دو مفعول می گیرند و قبل از مفعول غیر مستقیم آنها حرف To می آید عبارتند از:
Give  دادن /  offer پیشنهاد دادن  / lend قرض دادن  / show نشان دادن  / promise قول دادن /  write نوشتن

مثال با فعل give:

.I gave a pen to Hasan
مدادی به حسن دادم.

.I gave Hasan a pen

جایگزین کردن اسم با ضمیر:

به حسن دادمش.   .I gave it to Hasan

مدادی به او دادم.   .I gave him a pen

آن را ( مداد) را به  او (حسن ) دادم.      .I gave it to him

به همین شکل برای سایر افعال امکان ساخت جمله وجود دارد.

برخی از افعال پر استفاده انگلیسی که می توانند دو مفعول بگیرند و قبل از مفعول غیر مستقیم آنها حرف اضافه For می آید.

Buy خریدن / get گرفتن خریدن / bring آوردن / make ساختن  / cook پختن  / keep نگاه داشتن

مثال با فعل buy:

مدادی برای حسن خریدم.  .I buy a pen for Hasan

.I buy Hasan a pen

برای حسن خریدمش.     .I buy it for Hasan

برای او خریدمش.       .I buy him a pen

.I buy it for him

به همین شکل برای سایر افعال امکان ساخت جمله وجود دارد.

افعال ربطی در انگلیسی (linking verbs)

افعال ربطی افعالی هستند که بعد از آنها مفعول به معنای رایج آن نمی آید. در عوض، عبارت یا کلمه ای می آید که توضیحات بیشتری در مورد فاعل جمله ارایه می دهد. فعل در انگلیسی هرگاه چنین خصوصیتی داشته باشد، فاعل را به بقیه جمله متصل می کند. افعال ربطی در زبان انگلیسی به دو دسته تقسیم می شوند:
1.دسته اول آنهایی که بعدشان اسم یا صفت می آید. این افعال عبارتند از:

be: am, is, are, was, were بودن / احساس کردن become   /Appear ظاهر شدن / feel احساس کردن / seem به نظر آمدن / remain ماندن / seem به نظر آمدن / sound به گوش رسیدن

مثال:

.He is happy

شاد است.

is فعل Be است و بعد از آن صفت آمد.

.He is a teacher
او معلم است.

is فعل Be است و بعد از آن اسم آمد.

.He became angry

او عصبانی شد.

become فعل ربطی می باشد و بعد از آن صفت آمد.

.He became a teacher
او معلم شد.

become فعل ربطی می باشد و بعد از آن اسم آمد.

نکته: افعال To be متداول ترین و پر استفاده ترین افعال ربطی در زبان انگلیسی هستند.

بعد از appear and seem اغلب از to be استفاده می کنیم.

.He seemed to be happy
او به نظر شاد آمد.

.He appeared to be a handsome man
او به عنوان مردی خوشتیپ ظاهر شد.

2.دسته دوم آنهایی که بعدشان فقط صفت می آید و نه اسم. این افعال عبارتند از:

Get شدن / Go شدن /  Grow شدن / Taste مزه دادن / Smell بوییدن

مثال:

.He got really angry  او واقعا عصبانی شد.
.She went mad  او دیوانه شد.
.The dogs grew stronger every year  سگ ها هر سال قوی تر می شدند.
.The pizza tastes great  پیتزا مزه عالی می دهد.
.The food smells awful  غذا بوی افتضاحی می دهد.

از لحاظ تعداد اجزا تشکیل دهنده فعل و نوع اجزا

فعل در انگلیسی از لحاظ تعداد اجزای تشکیل دهنده و نوع اجزا به سه نوع: فعل ساده، فعل عبارتی و فعل مرکب تقسیم بندی میشود.

فعل ساده در انگلیسی (simple verb):
فعلی است که تنها از یک کلمه تشکیل شده است. اکثر افعال انگلیسی در این دسته قرار می گیرند.

مثال برای فعل ساده:
Walkراه رفتن / touch لمس کردن / go رفتن / come آمدن / drink نوشیدن / drive رانندگی کردن ،/ eat خوردن.

فعل عبارتی در انگلیسی (phrasal verbs):
افعال عبارتی دو قسمت دارند:  یک فعل اصلی + قید یا حرف اضافه.
در ان حالت  معنای فعل اصلی تغییر می کند.

مثال:
Give دادن
Give up ترک کردن

فعل اصلی + قید:
Take offاز زمین بلند شدن ( در مورد هواپیما)
Give in تن دادن ( به خواست کسی)
Blow up شروع شدن (ناگهانی)

فعل اصلی + حرف اضافه:
Get at انتقاد کردن
Pick on گیر دادن

فعل اصلی + قید + حرف اضافه:
Put up with کنار آمدن با چیزی
Get out of بهانه جویی کردن

افعال عبارتی قابل تفکیک (separable phrasal verbs):
افعال عبارتی قابل تفکیک افعالی هستند که مفعول می تواند هم بعد از فعل عبارتی بیاید و هم وسط آن.
مثال برای افعال عبارتی قابل تفکیک:

Give up ترک کردن:

.I gave up smoking last year سال پیش سیگار کشیدن را ترک کردم.
.I gave smoking up last year  سال پیش سیگار کشیدن را ترک کردم.

افعال عبارتی غیر قابل تفکیک (inseparable phrasal verbs):
برخی دیگر از افعال عبارتی تفکیک ناپذیر هستند و مفعول آنها همیشه بعد از فعل عبارتی می آید.

مثال:
Get away with قسر در رفتن
Put up with کنار آمدن با چیزی
Take after شباهت داشتن به
Look after مراقبت کردن از
Go over مورد قضاوت قرار گرفتن

نکته مهم:
اگر ضمیر جایگزین مفعول شود  همیشه باید بین فعل اصلی و حرف اضافه/قید قرار گیرد. به عبارت ساده تر، همیشه در وسط فعل عبارتی قرار می گیرد. فرقی نمی کند فعل عبارتی ما از چه نوعی باشد.
مثال:

.I gave up smoking last year

سال پیش سیگار کشیدن را ترک کردم.

.I gave it up last year
.I gave up it last year

فعل مرکب در انگلیسی (compound verbs):
افعال مرکب از دو کلمه تشکیل شده اند و معنای واحدی را ایجاد می کنند. اولین کلمه معمولاً یک اسم ، صفت یا حرف اضافه است و کلمه دوم فعل ساده است. افعال مرکب گاهی به صورت یک کلمه و بدون فاصله نوشته می شوند و گاهی با خط فاصله به هم متصل می شوند:
(hand-wash (noun + verb دست شستن
(highlight (adjective + verb هایلایت کردن
(overcome (preposition + verb غلبه کردن

افعال تهی در انگلیسی (empty verbs)

فعل در انگلیسی گاهی تهی است.  به این معنا که وقتی گروه مشخصی از کلمات بعد از آن می آید، بخش مهمی از معنای خود را از دست داده و  به مفعول پس از خود منتقل میکند. این افعال عبارتند از: Have / take / make /  give / go / do

کلماتی که مفاهیم زیر را توصیف می کنند معمولا با Have می آیند:


غذا و نوشیدنی: a meal وعده غذایی / breakfast صبحانه/ lunch ناهار / dinner شام / a snackمیان وعده / a cup of tea فنجانی از چای


صحبت کردن: a chat چت / a conversation مکالمه / a discussion مباحثه / a talk صحبت


شستن: a bath حمام / a shower دوش/ a washشستشو / a scrub شستشو


استراحت کردن: a break استراحت / a holiday تعطیلات / a rest استراحت


مخالفت کردن: an argument بحث و جدل / a dispute مناقشه / a fight جنگ / a quarrel نزاع


روزها یا بخش هایی از روز: day روز/ morning صبح / night شب / evening عصر / afternoon بعد از ظهر


مشکلات یا تصادف های مرتبط با ماشین: accident تصادف / crash صادف / breakdown درهم شکستن / puncture پنچری


سفر و مسافرت:  flight پرواز / trip سفر/ journey سفر


مثال:

To have breakfast    صبحانه خوردن  /  To have a walk پیاده روی کردن  /  To have a bath  حمام گرفتن  / To have a holiday به تعطیلات رفتن
To have a quarrel مجادله کردن

 

گاهی مفعولی که بعد از have می آید اسمی است که از فعل ساخته شده است.

مثال:


To have a look at something به چیزی نگاهی انداختن /   To have a bite of something از چیزی خوردن  /  To have a drink of something از چیزی نوشیدن


/ To have a listen to something به چیزی گوش دادن  /  To have a swim شنا کردن   /  To have a nice day روز خوبی داشتن  /  To have a nice morning صبح خوبی داشتن


/  To have a nice night شب خوبی داشتن    /  To have an accident/crash تصادف کردن  /  To have a puncture لاستیک پنچر کردن  /  To have a flight با هواپیما پرواز کردن / To have trip/journey مسافرت رفتن


کلمات زیر با Take هم قابل استفاده هستند:


کلمات مربوط به شستشو: a bathحمام / a shower دوش / a wash شستشو


کلمات مربوط به استراحت کردن: a breakاستراحت / a holidayتعطیلات / a rest استراحت


فعالیت های بدنی: a  walk پیاده روی / a swim شنا


مثال:

To take a showerدوش گرفتن /   To take a break استراحت کردن  /  To take a walk پیاده روی کردن  /  To take a swim شنا کردن

و این کلمات:

Care مراقبت / a turnگردش پیچ / A look نگاه / دردسر مشکل the trouble /  ریسک a risk / تصمیم a decision / عکس a photograph / پیاده روی a walk / شنا a swim

مثال:

To take a photograph عکس گرفتن / To take the trouble of something زحمت چیزی را متقبل شدن /  To take a look at somethingبه چیزی نگاه


کردن  /  To take care of something or somebody از کسی یا چیزی مراقبت کردن  /  To take a chanceشانش را آزمایش کردن  /  To take a chance


شانش را آزمایش کردن  /  To take a risk ریسک کردن


 
کلمات زیر معمولا با فعل Give استفاده می شوند:

کلماتی که سر و صدا را نشان می دهد: a cryگریه  فریاد / a laugh خنده / a screamجیغ / a shoutفریاد / a whistle سوت


کلماتی که حالات چهره را توصیف میکنند: a smileلبخند / a grinپوزخند / a look نگاه  / a glance نگاه


کلماتی که ضربه ای را توصیف میکند: a kick لگد / a punchمشت / a slapچک (سیلی) / a pushفشار / a knock ضربه / a blow ضربه


کلماتی که اعمال محبت آمیز را نشان می دهد: a hugآغوش / a kissبوسه / a stroke نوازش


کلماتی که مکالمه یا تعامل میان انسانها را نشان میدهد: some adviceنصیحت / an answer پاسخ / some information اطلاعات / an interviewمصاحبه / a lectureسخنرانی / some newsاخبار / a reportگزارش / a speechسخنرانی / a talkگفتگو / a warning هشدار


مثال:

To give a laughخندیدن / To give a smile لبخند زدن /  To give a kickلگد زدن /  To give a kissبوسیدن  /  To give a speech سخنرانی کردن 

از فعل  Make استفاده میکنیم با:


کلمات مربوط به صحبت کردن و اصوات: a commentنظر / an enquiryاستعلام / a noiseسر و صدا / a pointنقطه  نقطه نظر / a promiseقول  وعده / a soundصدا / a speechسخنرانی / a suggestion پیشنهاد


برنامه ها: arrangements هماهنگی ها / a choiceانتخاب / a decisionتصمیم  a planنقشه  برنامه / plans برنامه ها / an appointmentوقت ملاقات , a date ملاقات


مثال:

To make a noise سر و صدا کردن /  To make arrangements هماهنگ کردن /  To make a choice انتخاب کردن /  To make a decision تصمیم گرفتن

از  Go هم می توانیم در مواردی به عنوان فعل تهی استفاده کنیم.

مثال:

To go swimming رفتن به شنا  /  To go walkingرفتن به پیاده روی /  To go shopping رفتن به خرید / To go dancing رفتن به رقص

از Do قبل از کلماتی که بیانگر “انجام کاری” می باشد استفاده می کنیم مانند:
Cooking / Washing up / Drying / Jobs

To do the cookingپخت و پز کردن /  To do the washing upشستشو دادن /  To do dryingخشک کردن /  To do a few jobsچند کار انجام دادن

افعال متناهی و نامتناهی در انگلیسی (Finite and infinite verbs)

در نوع دیگری از تقسیم بندی فعل در انگلیسی، آن را به دو دسته متناهی و غیر متناهی تقسیم بندی می کنیم.

فعل متناهی در انگلیسی (finite verbs):

هنگامی که زمان فعل حال ساده یا گذشته ساده باشد  و شخص و شمار آن معلوم باشد فعل متناهی است.

مثال برای افعال متناهی در انگلیسی:

.I go to school everyday

هر روز به مدرسه می روم.

زمان: حال ساده  / شخص و شمار: اول شخص مفرد

.She goes to the library on Fridays
او جمعه ها به کتابخانه می رود.

زمان: حال ساده  / شخص و شمار: سوم شخص مفرد

.We went to the cinema last night
دیشب به سینما رفتیم.

زمان: گذشته ساده / شخص و شمار: اول شخص جمع

افعال نامتناهی در انگلیسی (Non-finite verbs):
این نوع افعال زمان ، شخص یا تعداد را نشان نمی دهد. معمولا مصدر فعل، فعل با ing و یا اسم مفعول past participle هنگامی که در جمله واره های وابسته به کار میروند، فعل  نامتناهی هستند.

مثال:

.To open, push the door

برای باز کردن، در را فشار دهید.

توضبح: to go در اینجا مصدر فعل است. فعل نامتناهی است.

.Looking around, she found a bloody knife on the floor

در حال نگاه کردن به اطراف، او چاقویی خونی بر روی زمین پیدا کرد.

توضبح: looking فعلی است که به ing ختم شده است.فعل نامتناهی است.

.Tired by the heat, Maryam stopped to drink a glass of water

خسته شده از گرما، مریم توقف کرد تا لیوانی از آب بخورد

توضبح: tired اسم مفعول است.فعل نامتناهی است.

افعال کمکی در انگلیسی  (auxiliary verbs)

فعل در انگلیسی گاهی به همراه سایر افعال می آید که به آن فعل کمکی می گوییم. افعال کمکی در انگلیسی عبارتند از: Be ،  do ، have

Be

بی قاعده است و دارای هشت شکل مختلف است:

Be/  am/ is /are /was /were /being /been

be مصدر است. am و is برای زمان حال استفاده میشوند. was و were برای زمان گذشته است. being حالت استمراری فعل است. been شکل سوم فعل است.

مثال برای am:

.I am happy

من شادم.

کوتاه شده:

I’m happy

منفی:

I’m not happy

من شاد نیستم

سوالی:

?Am I happy

آیا شادم؟

مثال برای are:

ما شادیم. .We are happy

کوتاه شده:

.We’re happy

منفی:

We aren’t/are not happy

.ما شاد نیستیم

سوالی:

?Are we happy

آیا ما شادیم؟

 

.You are happy  تو/شما شادی.

کوتاه شده:

You’re happy.

منفی:

تو/شما شاد نیستی .You aren’t/are not happy

سوالی:

?Are you happy   آیا تو/شما شادی؟

.They are happy

آنها شادند.

کوتاه شده:

They’re happy

سوالی:

?Are they happy

آیا آنها شادند؟

منفی:

They aren’t/are not happy

آنها شاد نیستند.

 

مثال برای is:

.He/She is happy

او شاد است.

کوتاه شده:

.He/She’s happy

منفی:

.He/She isn’t/is not او شاد نیست.

سوالی:

?Is he/she happy

آیا او شاد است؟

مثال برای were:

 

.We were happy  ما شاد بودیم.

منفی:

.We weren’t happy  ما شاد نبودیم.

سوالی:

.Were we happy  آیا شاد بودیم؟

 

You were happy.تو/شما شاد بودی/بودید

منفی:

You weren’t happy.تو/شما شاد نبودی/نبودید

سوالی:

?Were you happy آیا شما/تو شاد بودی/بودید؟

 

.They were happy

آنها شاد بودند.

منفی:

.They weren’t happy

آنها شاد نبودند.

سوالی:

?Were they happy

آیا آنها شاد بودند؟

مثال برای was:

She/He was happy.  او شاد بود

منفی

She/He wasn’t Happy. اوشاد نبود

سوالی:

? Was she/he happy آیا او شاد بود؟

I was happy. شاد بودم

منفی:

I wasn’t happyشاد نبودم

سوالی:

?Was I happy آیا شاد بودم؟

 

در انگلیسی محاوره ای  اغلب از حالت خلاصه شده استفاده می کنیم.
همانطور که در مثال های بالا می بینید برای منفی کردن کافیست کلمه Not یا خلاصه آن  n’t را بلافاصله پس از فعل Be به کار ببریم.

مثال برای being:

.He is tired of being a student
او از دانش آموز بودن خسته است.

مثال برای been:

برای ساخت حال کامل Present perfect از ترکیب have به اضافه been استفاده می کنیم:
Have been
مثال:

.I have been in this company for four years
چهارسال  در این شرکت بوده ام.

برای ساخت گذشته کامل Past perfect کافیست از ترکیب Had به اضافه Been استفاده کنیم:
Had been

مثال:

.I had been in the room before Maryam arrived
قبل اینکه مریم برسد من در اتاق بودم.

مثال برای be:

be مصدر است. بعد از افعال وجهی مانند will از be استفاده میکنیم.

.I will be there

آنجا خواهم بود.

فعل Be به عنوان فعل کمکی

عمدتا در دو حالت زیر از فعل Be به عنوان فعل کمکی استفاده می کنیم:

1.حالت استمراری:

.I am reading a book about Iran.
دارم کتابی درباره ایران مطالعه می کنم.    (حال استمراری)

.I was watching a movie
داشتم فیلمی تماشا میکردم.        (گذشته استمراری)

2.حالت مجهول:

.The thief was killed
دزد کشته شد.    (حالت مجهول)

.The bicycle was being repaired
دوچرخه در حال تعمیر بود.   (حالت مجهول استمراری)

فعل Be به عنوان فعل اصلی

در حالات زیر از فعل Be به عنوان فعلی اصلی جمله استفاده می کنیم:

1.خصوصیات یا ویژگی های انسان یا غیر انسان:  صفاتی که بیانگر خصوصیات یا ویژگی ها هستند بعد از فعل Be می آیند.

مثال:

.The weather was nice
هوا خوب بود.

.His grandfather is very old
پدربزرگ او خیلی پیر است.

.The chairs are expensive
صندلی ها گران هستند.

2.ملیت و هویت گروهی: صفاتی که بیانگر ملیت یا هویت گروهی هستند بعد از فعل Be می آیند.

مثال:

.You are Iranian
تو ایرانی هستی.

.He is Californian
او اهل کالیفرنیا است.

3.مشاغل و حرفه ها: اسم هایی که بیانگر شغل یا حرفه هستند بعد از فعل Be می آیند.
مثال:

من معلم هستم.   .I am a teacher

  او مهندس است.    .He is an engineer

4.سن:  اعدادی که بیانگر سن و سال هستند بعد از فعل Be می آیند.

.I was eighteen years old when I went to university
هیجده سالم بود وقتی به دانشگاه رفتم.

.She is eighty years old
او هشتاد سال دارد.

5.روابط و نسبت افراد با یکدیگر

.She is my spouse او همسر من است.
.Alex was Julia’s brother الکس برادر جولیا بود

6.موقعیت مکانی اماکن و اشیا: در این حالت معمولا یکی از حروف اضافه بعد از فعل Be به کار می رود. حروف اضافه مانند: Near / on / over

.Our house is near the main street.

خانه ما نزدیک خیابان اصلیست.

.The pens were on the table

خودکارها روی میز بودند.

7.زمان و تاریخ ها

.It is ten o’clock in the morning
ساعت ده صبح است.

.Our trip is on the fifth of Khordad

سفر ما در روز پنجم خرداد است.

برای ساخت حالت استمراری از فعل Be، لازم است دو بار از این فعل استفاده کنیم: یک بار به عنوان فعل کمکی و بار دیگر به عنوان فعل اصلی:

.She is being very nervous

او خیلی عصبی است.

.They know they are being defeated

آنها می دانند که در حال شکست هستند.

Do

فعل کمکی Do جز افعال بی قاعده است و سه شکل آن عبارتست از:
Do  did  done
برای سوم شخص مفرد از Does استفاده میکنیم.

از Do می توان به عنوان فعل کمکی و فعل اصلی و همچنین فعل جایگزین استفاده کرد.

Do به عنوان فعل اصلی

1.انجام کاری

.I did my homework last night
تکالیفم را دیشب انجام دادم.

.I did the crossword in the newspaper
جدول توی روزنامه را حل کردم.

2.هنگام سوال کردن در مورد شغل افراد

?What do you do

مشغول چکاری هستی؟

.I am a teacher

معلم هستم.

3.رشته های تحصیلی و دروس

?What did you do at university

در دانشگاه چی میخواندی؟

.I did chemistry

شیمی می خواندم.

.All students have to do English and Math at school
همه دانش آموزان باید در مدرسه زبان انگلیسی و ریاضی بخوانند.

4.برای بیان “کافی بودن” یا “قابل قبول” بودن چیزی. در این حالت فعل Do با Will یا Won’t به کار می رود.

?A: How many chairs do you need
چندتا صندلی نیاز داری؟
.B: Three chairs will do
سه صندلی کافیست.

Do به عنوان فعل کمکی

1.سوالی کردن:
برای سوالی کردن اکثر افعال اصلی از Do و Does برای زمان حال و Did برای زمان گذشته ساده استفاده می کنیم. سپس فاعل و  فعل اصلی می آید:

Do/does/did + subject + main verb
مثال:

?Do you play football آیا فوتبال بازی می کنی؟
?Does he play football  آیا او فوتبال بازی می کند؟
?Did you play football  آیا فوتبال بازی کردی؟

2. منفی کردن:
برای منفی کردن همه افعال اصلی به جز فعل Be و در موارد مشخصی فعل Have، از Do not یا does not (برای سوم شخص) استفاده می کنیم. برای زمان گذشته ساده از did not استفاده می کنیم.
مثال:

.I do not/don’t have a car
من ماشین ندارم.
.She/he does not/doesn’t have a car
او ماشین ندارد.

.They did not/didn’t have a car
آنها ماشین نداشتند.

از منفی کوتاه شده  مانند: don’t / doesn’t / didn’t  در موقعیت های غیر رسمی  و از شکل کامل آن در موقعیت های رسمی تر استفاده می کنیم.

3. تاکید کردن:
می توانیم از Do  does  did برای تاکید کردن بر فعل اصلی جمله استفاده کنیم. در اینجا هم از Do  does برای زمان حال و از Did برای زمان گذشته ساده استفاده می کنیم.

کافیست فعل Do را بین فاعل جمله و فعل اصلی قرار دهیم.

Subject + do/does/did + main verb

.I like your new car
از ماشین جدیدت خوشم می آید.

حالت تاکیدی:

.I do like your new car

واقعا از ماشین جدیدت خوشم می آید.

He looks very handsome
به نظر خوشتیپ می آید

حالت تاکیدی:

.He does look very handsome
قطعا خوشتیپ به نظر می آید.

نکته:
هنگامی که Does در جمله می آید s سوم شخص مفرد از آخر فعل اصلی حذف می شود.

همچنین فعل Do می تواند قبل از فعل امری بیاید و تاکید بیشتری به آن بدهد.

Sit down!
بشین

حالت تاکیدی:
Do sit down!

Do به عنوان فعل جایگزین

هنگامی که می خواهیم از تکرار کلماتی که قبلا بیان شده است پرهیز کنیم می توانیم از Do / does /did استفاده کنیم.

He went to the park yesterday
او دیروز به پارک رفت.

 (I did too.  (I went to the park yesterday too
منم رفتم

کلمه Did در اینجا جایگزین کل عبارت went to the park yesterday شده است.

فعل Have

فعل بی قاعده می باشد. سه شکل آن عبارتست از: شکل اول: have/ has،  شکل دوم: had  شکل سوم: had

.I have a pen
مدادی دارم.

.I had a car last year
سال پیش ماشینی داشتم.

.I have had a car for two years
دو سال است که ماشینی دارم.

برای سوم شخص مفرد از has و در سایر موارد از have استفاده میکنیم.

.He has a pen

او مدادی دارد.

.They have many pens

آنها مدادهای زیادی دارند.

استفاده از Have به عنوان فعل اصلی

1.نشان دادن مالکیت:

.I have a car
خودرویی دارم.

.She has a child
او بچه ای دارد.

2.سایر موارد استفاده از Have به عنوان فعل اصلی همانهایی است که پیشتر در بخش افعال تهی در قسمت مربوط به  فعل Have گفته شد.

استفاده از Have به عنوان فعل کمکی

1.ساخت حال کامل (Present perfect)
کافیست بعد از Have از شکل سوم فعل Past participle استفاده کنیم:
Have + p.p

.You have studied for two hours
دو ساعت مطالعه کرده ای.

2.ساخت گذشته کامل ( Past perfect)
کافیست از شکل دوم Have یعنی Had استفاده کرده و پس از آن شکل سوم فعل past participle را بیاوریم.
(had+ past participle (p.p

.When I arrived home, he had left there
وثتی خانه رسیدم او آنجا را ترک کرده بود.

دقت کنید برای سوالی کردن ساختارهای فوق کافیست فعل Have یا had را به ابتدای جمله منتقل کنیم:

?Have you studied for two hours
?Had he left

برای منفی کردن:
Not را بعد از Have می آوریم:

.You have not studied for two hours
.When I arrived home, he had not left

منفی کوتاه شده:

.You haven’t studied for two hours
.When I arrived home, he hadn’t left

نکته: هنگامی که از Have به عنوان فعل کمکی استفاده می کنیم دیگر نیازی نیست از Do /  does  /  did برای سوالی کردن و منفی کردن استفاده کنیم.

have به عنوان فعل جایگزین

هنگامی که می خواهیم از تکرار کلماتی که قبلا بیان شده است پرهیز کنیم می توانیم از Have/has done ، Had done استفاده کنیم

مثال:
حال کامل:

.A: They have studied for four hours
(.B: I’ve done too (I have studied for four hours too

Have done  جایگزین کل عبارت Have studied for four hours شده است.

گذشته کامل:

.A:They had left the home when I arrived there

.B: He had done too

Had done  جایگزین کل عبارت  Had left the home شده است.

افعال وجهی در انگلیسی (Modal verbs)

نوع دیگری از فعل در انگلیسی وجود دارد که همراه فعل اصلی می آید و چیزی به معنای آن اضافه می کند. مانند: اجازه خواستن،  درخواست کردن، قطعیت ، توانایی ،  احتمال ، الزام ،  اجبار ،  توصیه. این نوع فعل را وجهی ( modal مدال) نامگذاری میکنیم.
افعال وجهی عبارتند از:

will  / would / shall /  should /  can /  could /  may /  might  / ought to  / must

can  could

از این دو فعل برای اشاره به “توانستن” استفاده می شود. هر چند  فعل Could به زمان گذشته اشاره دارد.

برای منفی کردن Can و Could کافیست Not را  اضافه کنیم: Can not / Could not
شکل کوتاه شده منفی n’t می باشد: Can’t / Couldn’t

از Can و Could استفاده می کنیم برای:

1.مهارت انجام کاری:

.I can swim
می توانم شنا کنم.

.I couldn’t cook when I was a young girl
وقتی دختر جوانی بودم، نمی توانستم آشپزی کنم.

2.اجازه خواستن یا درخواست مودبانه:

?Can I go out
میشود بیرون بروم.
?Could I borrow your pen
میشود خودکارت را قرض بگیرم؟

3 ممکن بودن کاری در آینده بخصوص وقتی که آن کار از قبل برنامه ریزی شده باشد.

.We can go to Mashhad next Friday since you finished your school
.We could go to Mashhad next Friday since you finished your school
جمعه آینده می توانیم به مشهد برویم چون مدرسه ات را تمام کردی.

4.ممکن بودن انجام کاری در زمان حال:

.You can drive a car now because you have a driver’s license
الان می توانی رانندگی کنی چون گواهینامه رانندگی داری.

.You could travel to Kish since the airport is open again
می توانی به کیش سفر کنی چون فرودگاه بازگشایی شده است.

5.اموری که در گذشته امکان وقوع آنها بوده ولی اتفاق نیفتاده. در این حالت بعد از Could فعل کمکی Have را می آوریم به همراه شکل سوم فعل:
(Could + have + p.p. (past participle

.You could have paid more money to help him, but you didn’t
می توانستی برای کمک به او پول بیشتری پرداخت کنی اما این کار را نکردی.

6.برای حدس یا گمان درباره اموری که اتفاق افتاده است

?Who could have killed him
چه کسی می توانسته او را به قتل رسونده باشد؟

7.در جملات شرطی نوع اول از Can استفاده می کنیم.

.If I get my salary on time, I can buy a pen
اگر حقوقم را سر موقع دریافت کنم، می توانم خودکاری بخرم.

از Could در جملات شرطی نوع دوم استفاده میکنیم.

.If I had a car, I could go to Shiraz
اگر ماشینی می داشتم می توانستم به شیراز بروم.

هنگامی که نقل قول مستقیم را به نقل قول غیر مستقیم تبدیل میکنیم، Can به Could تبدیل می شود.

مثال:
نقل قول مستقیم:

“.He said, “I can pay 1 million dollars
او گفت: “می توانم یک میلیون دلار پرداخت کنم.”

نقل قول غیر مستقیم:

.He said he could pay 1 million dollars
او گفت می تواند یک میلیون دلار پرداخت کند.

shall

فعل Shall در زبان انگلیسی خیلی استفاده نمی شود مگر برای ارایه پیشنهادات یا پیشنهاد کمک:

مثال:

?Shall I help you

کمکت کنم؟

?Shall we watch the football match tonight

امشب مسابقه فوتبال را تماشا کنیم ؟

حالت مخفف این فعل  “ll می باشد.

I shall help you

من به شما کمک می کنم.

مخفف:

I’ll help you.

و حالت منفی آن  Shan’t می باشد و عمدتا در انگلیسی بریتانیایی استفاده می شود.

مثال:

I shall not tell a story
من داستان نمی گویم

I shan’t tell a story

Will   would

از فعل Will برای ساخت زمان آینده  استفاده می شود. بدین منظور مصدر بدون To یا همان ریشه فعل را بعد از Will می آوریم.
Will+ infinitive without to

مثال:

.I will eat dinner on 9 p.m
ساعت 9 شب شام خواهم خورد.

حالت مخفف این فعل  “ll می باشد.

مثال:

.I will go to the cinema
به سینما خواهم رفت.

حالت مخفف:

.I’ll go to the cinema

حالت منفی آن  Won’t می باشد.

مثال:

.I will go to the cinema
به سینما خواهم رفت.
.I won’t go to the cinema
به سینما نخواهم رفت.

حالت سوالی جمله با will:
کافیست Will را به ابتدای جمله منتقل کنیم تا جمله سوالی شود:

مثال:

.He will go to the library
او به کتابخانه خواهد رفت.

?Will he go to the library
آیا به کتابخانه خواهد رفت.

موارد استفاده از فعل Will:

1.برای بیان قطعیت در آینده:

مثال:

.The apartment will be painted
آپارتمان نقاشی خواهد شد.

2.برای پیش بینی کردن:

.I think it will snow tomorrow
فکر می کنم فردا برف ببارد.

3.استفاده در جملات شرطی نوع اول:

.If the weather is nice, we will take a walk tonight
اگر هوا خوب باشد، امشب پیاده روی خواهیم کرد.

4.برای بیان نیت یا قصد یا قول دادن:

.No worries. We will be there on time
جای نگرانی نیست. به موقع آنجا خواهیم بود.

.I will try to make sure that you receive all you need at the Hotel
تلاش می کنم تا اطمینان یابم تا هرچه در هتل نیاز داری دریافت کنی.

5.برای ابراز تمایل برای انجام کاری یا پیشنهاد دادن: در این حالت اغلب همراه با ضمیر اول شخص مفرد یعنی I می آید
مثال:

.I’ll show you how to cook
به تو نشان خواهم داد چطور آشپزی کنی.

.I’ll give you a ticket to enter cinema
بلیطی بهت خواهم داد برای ورود به سینما.

6.برای درخواست کردن مودبانه یا دعوت کردن:

?Will you wash my clothes
میشود لباسهایم را بشوری؟
?Will you come for a delicious lunch on Sunday
برای ناهاری خوشمزه در روز یکشنبه می آیید؟

7.برای دستور دادن به طور مودبانه

?Will you close the door, please
میشود در را ببندی لطفا.

8.واقعیت های عمومی

.The hospital has great facilities, but some people will always complain
بیمارستان دارای امکانات عالی می باشد ولی بعضی از مردم همیشه شکایت می کنند.

9.تاکید قوی بر اینکه شخصی کاری را انجام دهد: در این حالت فعل will حتما به شکل کامل و هنگام صحبت کردن با استرس (شدت بیشتر) ادا می شود.

!You will do what I want

چیزی که می خوام انجام خواهی داد.

از فعل Would استفاده می کنیم برای:

1.درخواست مودبانه:
مثال:

?Would you please open the window
میشود لطفا پنجره را باز کنی؟

2.تعارف یا ارایه مودبانه پیشنهاد:
مثال:

?Would you like pizza or spaghetti
پیتزا میل دارید یا اسپاگتی؟

3. Would+like جایگزینی رسمی تر و مودبانه تر برای Want به معنای خواستن می باشد.

مثال:

.I would like to see Mr.Karimi now, please
الان مایل هستم آقای کریمی را ببینم لطفا.

4. Would گاهی برای اشاره به عملی که در گذشته از سر عادت انجام میشده است ،  استفاده می شود. Wouldدر اینجا مترادف Used to می باشد.

مثال:

.I remember few years ago; I would watch TV all day on Fridays
چند سال پیش را به یاد می آورم  جمعه ها تمام روز را تلویزیون تماشا می کردم.

5.بیان کردن یا سوال کردن در مورد احتمال چیزی:
مثال:

?someone was knocking at the door.Who would that be
کسی داشت در می زد. کی می تونست باشه؟
.That would be my elder brother
برادر بزرگتر من است.

6.استفاده در جملات شرطی نوع دوم و سوم:
جمله شرطی نوع دوم:

.If you gave me more money, I would buy a better car

اگر پول بیشتری به من می دادی ،  ماشین بهتری می خریدم.

جمله شرطی نوع سوم:

If you had studied harder, you would have passed the exam easily
اگر بیشتر خوانده بودی، به راحتی در امتحان قبول می شدی

7. هنگامی که نقل قول مستقیم را به نقل قول غیر مستقیم تبدیل می کنیم، Will به Would تبدیل می شود.

مثال:

نقل قول مستقیم:
“He said, “I will come home on time

نقل قول غیر مستقیم:
.He said he would come home on time

8.آینده در گذشته:
مثال:

.When I was a child, I thought I would become an engineer in the future
وقتی بچه بودم فکر می کردم در آینده مهندس می شوم.

should Ought to

از Should استفاده می کنیم برای:

1.بیان وظیفه اخلاقی:
مثال:

.You should help your parents when needed
وقتی نیاز باشد باید به والدینت کمک کنی.

2.کار یا حالت ایده آل در یک موقعیت یا موضوع به خصوص

مثال:

.Education should be free in all countries
آموزش در همه کشورها باید رایگان باشد.

.They should reduce the costs of accommodation
آنها باید هزینه های اقامت را کاهش دهند.

3.توصیه کردن :
مثال:

.You should drink eight glasses of water every day if you want to stay healthy
اگر می خواهی سالم بمونی  باید روزی هشت لیوان آب بخوری.

4.صحبت در مورد چیزی که بهتر بود در گذشته اتفاق می افتاد اما نیفتاد. در این حالت بعد از Should فعل کمکی Have را می آوریم سپس شکل سوم فعل اصلی را اضافه می کنیم.
should + have + past participle

مثال:

.You failed your English exam, you should have studied more
در امتحان زبان انگلیسی مردود شدی، بیشتر باید می خواندی.

5.صحبت در مورد چیزی که به احتمال قوی در آینده اتفاق می افتد ( بر اساس دلیل یا شواهد موجود)

مثال:

.A very important football match begins at 5 .p.m. There should be a very big crowd in the stadium
مسابقه فوتبال خیلی مهمی ساعت پنج بعد از ظهر آغاز خواهد شد. جمعیت خیلی زیادی در استادیوم خواهد بود.

6.بیان رسمی تر و مودبانه تر جمله شرطی:
مثال:

.If you have more questions, please contact us
اگر سوالات بشتری دارید، لطفا با ما تماس بگیرید.

بازنویسی جمله با استفاده از Should:

Should را به ابتدای جمله شرطی منتقل می کنیم مانند زمانی که قصد داریم جمله سوالی درست کنیم. ولی مفهوم و معنای جمله سوالی نمی شود بلکه فقط مودبانه تر و رسمی تر می شود.

.Should you have more questions, please contact use
اگر سوالات بشتری دارید، لطفا با ما تماس بگیرید.

Ought to

استفاده از Ought to مشابه Should می باشد با این تفاوت که Should بسیار متداول تر و پرکاربردتر است. Ought to مانند Should حالت گذشته ندارد و فقط برای اشاره به زمان حال و
آینده به کار می رود. همچنین Ought to به ندرت برای سوالی کردن جملات و یا منفی کردن آنها استفاده می شود.

برای منفی کردنnot ،Ought to را بین ought و to می آوریم:
Ought not to
و به این شکل اشتباه است:
Ought to not
شکل کوتاه شده:
Oughtn’t to شکل صحیح
Ought ton’t

Must

فقط برای زمان حال و آینده استفاده می شود و  شکل گذشته آن had to می باشد.
می باشد.

موارد استفاده از must:

1.برای بیان الزام یا اجبار
مثال:

.You must bring a pencil and an eraser with you to the exam hall
باید مداد و پاک کن همراه خودت به سالن امتحان بیاوری.

2.دستورات قوی و موکد

.You must turn off the TV right now
همین الان باید تلویزیون را خاموش کنی.

3.نتیجه گیری کردن

وقتی ه حقایق و شواهد موجود فکر می کنیم، برای نتیجه گیری و ارایه آن از Mustاستفاده می کنیم.
مثال:

.His car is very expensive. He must be very rich.
ماشین او خیلی گران است. او باید خیلی ثروتمند باشد.

May

از May استفاده می کنیم برای:

1.اجازه گرفتن ، اجازه دادن یا خودداری از اجازه دادن در موقعیت های رسمی:

?May I go out
میشود بیرون بروم؟

.Yes, you may
بله میشود.

.No, you may not
خیر نمی شود.

Can و Could هم می تواند برای اجازه خواستن مورد استفاده قرار گیرد ولی May از همه رسمی تر و مودبانه تر است. Could در مقایسه با Can رسمی تر است.

2.بیان احتمال در زمان حال یا آینده

.I think I may pass the exam
فکر می کنم شاید در امتحان قبول شوم. ( مطمین نیستم که این اتفاق بیفتد)
.They may go to the cinema tonight
شاید امشب به سینما بروند. ( هنوز خیلی مطمین نیستند که خواهند رفت یا نه)

3برای بیان واقعیت

در متون نوشتاری رسمی  به خصوص در انگلیسی آکادمیک برای توصیف چیزهایی که از نظر گوینده واقعیت دارد یا ممکن است، از Mayاستفاده می کنیم.

مثال:

.A museum may be seen in the center of the park
موزه ای در مرکز پارک قابل رویت است.

برای حالت غیر رسمی تر می توانیم از Can استفاده کنیم.

.A museum can be seen in the center of the park
موزه ای در مرکز پارک قابل رویت است.

Might

موارد استفاده از Might با May در مورد اول و دوم یکسان است اما با تفاوت های زیر:

مورد اول:

Might
هم برای اجازه خواستن استفاده می شود ولی خیلی رسمی است و به اندازه May پر استفاده نمی باشد.

مثال:

?Might I go out
میشود بیرون بروم؟

دقت کنید پاسخ دادن به صورت زیر اشتباه است:

Yes, you might
No, you might not

در جواب نباید فعل Might وجود داشته باشد.

جواب احتمالی می تواند این باشد:

Yes, certainly
بله، قطعا
No, certainly not
نه، قطعا خیر

مورد دوم:
Might می تواند برای بیان احتمال استفاده شود ولی نسبت به May احتمال ضعیف تری را به مخاطب القا می کند. یعنی اگر May  پنجاه  درصد احتمال وقوع امری را می دهد، Might بیست درصد احتمال آن را می رساند.

3.پیشنهاد دادن یا توصیه کردن مودبانه و غیر مستقیم به خصوص وقتی که با افعالی مانند Like  prefer  want همراه شود.
مثال:

موقعیتی را تصور کنید که خدمتکار رستوران پیشنهاد سرو یکی از غذاها را به مشتری می دهد:

.You might like to try our Italian pizza
شاید دوست داشته باشید پیتزای ایتالیایی ما را امتحان کنید.

4.انتقاد کردن یا عدم تایید. در این حالت بعد از Might فعل کمکی Have و شکل سوم فعل Past participle می آید.
Might + have + past participle
مثال:

.You might have told me you were too sick to attend the class
باید به من میگفتی که مریض حال تر از آن هستی که در کلاس شرکت کنی.

5. Might به عنوان شکل گذشته May برای تبدیل نقل قول مستقیم به نقل قول غیر مستقیم استفاده می شود

مثال:

نقل قول مستقیم:

“.He said,”I may go on a trip
او گفت:  “شاید به مسافرت بروم.”

نقل قول غیر مستقیم:

.He said he might go on a trip
او گفت شاید به مسافرت برود.

حالت معلوم و مجهول در زبان انگلیسی Passive and active voice

فعل در انگلیسی مانند بسیاری از زبان های دیگر می تواند حالت معلوم یا مجهول داشته باشد. هر چند، مجهول بودن فعل در انگلیسی به کمک افعال کمکی مانند be و have صورت میگیرد.

حالت معلوم

حالتی است که فاعل جمله انجام دهنده کار نیز می باشد. از حالت معلوم بیشتر از حالت مجهول استفاده استفاده می شود ، زیرا معمولاً می خواهیم شنونده یا خواننده خود را مطلع کنیم که چه کسی فعل را انجام داده است.

مثال برای حالت معلوم:

.Maryam wrote a letter
مریم نامه ای نوشت.

این جمله در حالت معلوم است. از آنجایی که فاعل جمله یعنی مریم انجام دهنده کار (نوشتن نامه) نیز می باشد.

حالت مجهول

حالتی است که  فاعل جمله انجام دهنده کار نمی باشد بلکه فعل بر روی آن انجام شده است. به عبارت دقیق تر، فاعل در جملات مجهول همان مفعول است که جایگاه فاعل حقیقی را اشغال کرده است.

مثال برای حالت مجهول:

.A letter was written
نامه ای نوشته شد.

این جمله درحالت مجهول است. از آنجایی که مفعول یعنی Letter که عمل نوشتن بر روی آن انجام شده است در جایگاه فاعل جمله قرار گرفته است.

نحوه ساخت حالت مجهول:

جمله مجهول در انگلیسی از ترکیب فعل Be به همراه شکل سوم فعل اصلی ساخته می شود.

مثال برای حالت مجهول در انگلیسی:

.The cat was killed
گربه کشته شد.

Cat مفعول می باشد که در جایگاه فاعل در ابتدای جمله قرار گرفته است.

Was شکل گذشته فعل Be می باشد و Killed شکل سوم فعل با قاعده Kill می باشد.

موارد استفاده از حالت مجهول در انگلیسی:

1. وقتی نمی دانیم چه چیزی یا چه کسی عمل را انجام داده است. مثلا در جمله زیر هنوز نمی دانیم قاتل پیرمرد چه کسی بوده است و پلیس در حال تحقیق است.

.The old man was murdered in his home. Police is investigating this issue.
مرد پیر در خانه اش به قتل رسید. پلیس در حال تحقیق در مورد این موضوع است.

2.وقتی انجام دهنده کار یا همان فاعل حقیقی برایمان معلوم است ولی میخواهیم توجه شنونده یا خواننده را به قسمت مهم پیام خود معطوف کنیم.

به عنوان مثال در جمله زیر نیازی به دانستن اینکه چه کسی صندلی را شکسته است نیست و صرفا میخواهیم شکسته شدن صندلی را مورد تاکید قرار دهیم.

.The chair was broken
صندلی شکسته شد.

اضافه کردن فاعل به جمله مجهول

می توانیم فاعل حقیقی جمله را با استفاده از حرف اضافه By به آخر جمله مجهول اضافه می کنیم.

.The chair was broken by Hasan
صندلی توسط حسن شکسته شد.

آلات یا ابزار انجام عمل
وقتی میخواهیم ابزاری را که به وسیله آن عمل انجام شده است ذکر کنیم، حرف اضافه With به آخر جمله اضافه می کنیم سپس نام ابزاری که توسط آن، عملی انجام شده است ذکر می کنیم.
مثال:

.The chair was broken with a saw
صندلی با یک تبر شکسته شد.

ساخت حالت مجهول به کمک فعل get:

در انگلیسی محاوره ای یا غیر رسمی Informal، گاهی اوقات می توانیم از فعل Get به جای فعل Be برای ساخت مجهول استفاده کنیم.

مثال:

.That chair got broken صندلی شکسته شد.
.The boy got shot پسر هدف گلوله قرار گرفت.

جملات سببی در انگلیسی با فعل Have:

جملات سببی در انگلیسی شبیه حالت مجهول است یعنی فاعل جمله انجام دهنده کار نمی باشد بلکه به شخص دیگری دستور می دهد تا آن کار را انجام دهد. در این حالت از فعل
Have استفاده می کنیم.

مثال برای جمله سببی در انگلیسی:

.I had my car repaired ماشینم را تعمیر کردم.
.She had her hair cut very short  موهایش را خیلی کوتاه کرد.

ساخت حالت مجهول با افعال دو مفعولی:
افعالی که می توانند دو مفعول بگیرند (مفعول مستقیم و غیر مستقیم )  دو حالت مجهول مجزا دارند.
مثال:

.Ali sent a letter to Hamed
علی نامه ای را به حامد فرستاد.

Letter مفعول مستقیم و Hamed مفعول غیر مستقیم است.

حالت مجهول: (مفعول مستقیم در جایگاه فاعل)

.A letter was sent to Hamed
نامه ای به حامد فرستاده شد.

وقتی مفعول مستقیم در جایگاه فاعل قرار میگیرد حتما حرف اضافه To قبل از مفعول غیر مستقیم قرار میگیرد.

حالت مجهول: ( مفعول غیر مستقیم در جایگاه فاعل)

.Hamed was sent a letter
در این حالت نیازی به استفاده از حرف اضافه To نمی باشد.

مصدر در زبان انگلیسی Infinitive

مصدر فعل در انگلیسی به دو صورت قابل استفاده است:

مصدر با To در انگلیسی / Infinitive with to

نحوه ساخت آن به این شکل است:
To + ریشه فعل
مثال:
To + speak   to speak صحبت کردن
To + walk    to walk پیاده روی کردن
در جمله:

.They want to speak to me

آنها می خواهند با من صحبت کنند.

.I want to walk

  می خواهم راه بروم.

مصدر با To در موارد زیر به کار می رود:

1.برای نشان دادن ناممکن بودن یا نادرست بودن کاری: بدین منظور مصدر با To را بعد از صفاتی که خصوصیت یا ویژگی خاصی را می رساند می آوریم. برخی از این صفات عبارتند از:
کوچک Small / جوان  young / گران  expensive / جالب Funny
ضمنا قبل از صفت، از قید تشدید کننده too نیز استفاده می کنیم.
too + adjective + infinitive with to
مثال:

.The car is too expensive to buy

خودرو گرانتر از آن است که بشود خرید.

.The boy is too young to get married

پسر جوانتر از آن است که بتواند ازدواج کند.

ناممکن بودن یا نادرست بودن کاری را به شکل دیگری هم می توان نشان داد:

کلمه Enough را بعد از کلمه متضاد یکی از صفات ذکر شده در قسمت قبل استفاده میکنیم. و مصدر با to را بعد از Enough می آوریم.
adjective + enough + infinitive with to
مثال:

متضاد expensive کلمه cheap می باشد. جمله اول به شکل زیر قابل باز نویسی می باشد:

.The car is not cheap enough to buy

خودرو به قدر کافی ارزان نیست تا بشود خرید.

متضاد Young کلمه Old می باشد. جمله دوم به شکل زیر قابل بازنویسی می باشد:

.The boy is not old enough to get married

پسر به قدر کافی مسن نیست تا ازدواج کند.

همانطور که می بینید جمله را به دو شکل مختلف نوشتیم ولی مفهوم آن تغییری نکرد.

2.برای ذکر علت یا دلیل عواطف و احساساتمان. بدین منظور مصدر با To را بعد از صفاتی که عواطف و احساسات را نشان می دهد می آوریم. برخی از این صفات عبارتند از:
Angry عصبانی / happy شاد / متاسف glad /  sorry شاد  / surprised شگفت زده
مثال:

.I am happy to see my friend
از دیدن دوستم خوشحالم.

.I am sorry to hear that bad news
.از شنیدن آن خبر بد متاسفم

3.برای بیان مناسب بودن یا نبودن رفتار انسانها: بدین منظور مصدر با To را بعد از صفاتی مانند:
خوب Good / مهربان kind / خوب زیبا nice / احمقانه silly /  اشتباه غلط wrong
مثال:

.It is good to see your grandparents every week

خوب است که هر هفته از پدر بزرگ و مادر بزرگت دیدن کنی.

.In winter, it is silly to go outside without warm clothes
در زمستان، بیرون رفتن بدون لباس گرم احمقانه است.

4.استفاده از مصدر با To بعد از کلمات سوالی Wh words:
What چه چیزی؟ / where کجا؟ / whether آیا؟ / which کدام؟ / who چه کسی؟ / whom چه کسی را؟ / how چطور؟
کافیست مصدر با to را بعد از کلمه پرسشی بیاوریم
مثال:

.I don’t know what to buy نمی دانم چه بخرم.
.I don’t know how to buy نمی دانم چطوری بخرم.
.I don’t know whether to buy or not نمی دانم بخرم یا نه.
.She doesn’t know where to go  او نمی داند کجا برود.
.They don’t know who(m) to see first  آنها نمی دانند اول چه کسی را ببیند.

5.برای بیان هدف یا لزوم انجام کاری: در این حالت بعد از فعلی اصلی جمله، ضمیر یا اسم می آید و سپس مصدر با To
مثال:

.I bought the book to read at home

کتابی خریدم تا در خانه بخوانم.   هدف از خرید: خواندن کتاب در منزل

می توانیم ضمیر را جایگزین اسم کنیم:

I bought it to read at home

خریدمش تا در خانه بخوانم

There is homework to do
مشق شب است که باید انجام شود    (لزوم انجام کار)

فعل اصلی + مصدر با To یا فعل + ing

1.افعال اصلی که مصدر با To می تواند بعد از آنها بیاید عبارتند از:

main verb + infinitive with to

agree موافقت کردن / demand تقاضا کردن / long اشتیاق داشتن  آرزوی چیزی را داشتن / pretend تظاهر کردن وانمود کردن / aim هدف گذاری کردن


fail مردود شدن  / love دوست داشتن  عاشق بودن / promise قول دادن / arrange هماهنگ کردن / forget فراموش کردن / manage مدیریت کردن


propose پیشنهاد دادن  / ask سوال کردن  /hate متنفر بودن / mean معنا دادن / منظور داشتن  refuse / خودداری کردن  امتناع کردن / begin آغاز کردن


آغاز شدن / help کمک کردن / need نیاز داشتن / remember به یاد آوردن / choose انتخاب کردن / hope امیدوار بودن / offer پیشنهاد دادن


try امتحان کردن / claim ادعا کردن / intend قصد داشتن / plan نقشه کشیدن / want خواستن / continue ادامه دادن / learn آموختن یاد گرفتن


prefer ترجیح دادن / wish خواستن / decide تصمیم گرفتن / like دوست داشتن / prepare آماده کردن


مثال:

.I agreed to pay the price جهت پرداخت قیمت موافقت کردم.
.She attempted to pass the exam او تلاش کرد تا در امتحان قبول شود.
.I hope to receive your letter soon امیدوارم نامه ات را به زودی دریافت کنم.

2.افعالی اصلی که بعد از آنها مفعول و سپس مصدر با To می آید عبارتند از:
main verb + object + infinitive with to

advise توصیه کردن/  allow اجازه دادن/  command فرمان دادن/  forbid ممنوع کردن/  force وادار کردن/  invite دعوت کردن/  order دستور دادن/  persuade متقاعد کردن/  remind به یاد آوردن/  teach درس دادن/  tell گفتن
مثال:

.The doctor advised Ali to drink milk every day
دکتر به علی توصیه کرد هر روز شیر بنوشد.
.They invited me to go to their wedding ceremony
آنها من را دعوت کردند تا به مراسم عروسی شان بروم.

3.افعال اصلی که مستقیما پس از آنها مصدر با to می آید و یا ابتدا مفعول و سپس مصدر با to می آید:
این نوع  از افعال عبارتند از:
ask سوال کردن/  expect توقع داشتن  انتظار داشتن/ help کمک کردن/  intend قصد داشتن/ like دوست داشتن/ love عاشق بودن  خیلی دوست داشتن
hate متنفر بودن/ mean معنا دادن منظوری داشتن/ prefer ترجیح دادن/ want خواستن/ wish خواستن

.Definitely I intended to go on a trip
قطعا قصد دارم به مسافرت بروم.
.I expected Hossein to go on a trip
از حسین انتظار داشتم به مسافرت برود.

4.افعال اصلی که بعد از آنها فعل با ing  می آید عبارتند از:

avoid خودداری کردن  امتناع کردن/ be used to عادت داشتن به/ delay تاخیر داشتن/ dislike ناخوشایند داشتن/ escape فرار کردن/ finish به پایان رساندن
forgive بخشیدن/ give up دست برداشتن/ go on ادامه دادن/ imagine تصور کردن
در جمله:

.I dislike eating fish  از ماهی خوردن خوشم نمیاد.
.I avoid smoking at home  از سیگار کشیدن در منزل خودداری می کنم.

برخی اصطلاحات در زبان انگلیسی هستند که همیشه فعل بعد از آنها با ing می آید مانند:

It’s no funاصلا جالب نیست.

.It’s no fun staying home on Fridays

خانه ماندن در روزهای جمعه اصلا جالب نیست.

It’s no use هیچ فایده ای نداره.

.It’s no use taking him to hospital, he is dead

بردن او به بیمارستان هیچ فایده ای ندارد  او مرده است.

It’s (not) worth ارزشش را دارد/ ندارد.

.It’s worth buying Benz
خریدن بنز ارزشش را دارد.

مصدر بدون Infinitive without to / To

مصدر فعل در انگلیسی گاهی بدون to مورد استفاده قرار میگیرد:
Talk صحبت کردن /  eat  خوردن /  go رفتن /  come آمدن  / finish به پایان رساندن
مصدر بدون To معمولا بعد از فعل های وجهی مانند: Can, could, shall, should, may,  might, will, would, must مورد استفاده قرار میگیرد.
مثال:

.I can swim

می توانم شنا کنم.

.I will swim

شنا خواهم کرد.

.I must swim

باید شنا کنم.

همچنین از مصدر بدون To بعد از افعالی مانند: Let اجازه دادن/ Make وادار کردن/ Help کمک کردن (بعد از Help مصدر با To هم قابل استفاده است)
مثال:

.He let me use his pen

او به من اجازه داد از خودکارش استفاده کنم.

.I made him quit smoking

وادارش کردم سیگار کشیدن را ترک کند.

.I want to help you (to) buy a better car

می خواهم کمکت کنم ماشین بهتری بخری.


نظرات خود را درباره این مقاله با ما در میان بگذارید.

 

رضا توکلی

نظرات



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *